خانه
xâne[xɒː.né]
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
مسئول ادارهٔ خانه داری
دیدن واژهشهرداران کاخها
دیدن واژهصاحبخانه
دیدن واژهگنجشک
دیدن واژهخرج خانه
دیدن واژهبزرگ
دیدن واژهموش خانگی
دیدن واژهنمای خانه
دیدن واژهخرگوش اهلی
دیدن واژهدمسرخ سیاه
دیدن واژههوسایی
دیدن واژهلوازم خانگی
دیدن واژهگاو
دیدن واژهکبوتر اهلی
دیدن واژهسوسک متهدهان کهنسرا
دیدن واژهاندام مکنده
دیدن واژهسریشم
دیدن واژهاردک اهلی
دیدن واژهنمونهها
۲Das Publikum spendete den Schauspielern für ihre Darbietung lauten Beifall.
مخاطبان بازیگران را به خاطر عملکردشان تحسین کردند.
۳Der Lehrer rügte eine Schülerin dafür, daß sie ihre Hausaufgaben nicht gemacht hatte.
معلم یک دانشآموز را برای انجام ندادن تکلیفش عتاب کرد.
۴Die Lehrerin rügte eine Schülerin dafür, daß sie ihre Hausaufgaben nicht gemacht hatte.
معلم یک دانشآموز را برای انجام ندادن تکلیفش عتاب کرد.
۵Tom behauptete nichts davon zu wissen, dass sein Strandhaus für illegale Aktivitäten genutzt worden war.
تام ادعا کرد که نمیدانسته خانهی ساحلی اش برای فعالیتهای غیرقانونی استفاده میشده است.
۶Das Gegenteil einer Tatsache ist eine Lüge, aber das Gegenteil einer tiefen Wahrheit kann durchaus eine andere tiefe Wahrheit sein.
عکس یک حقیقت کذب است، اما عکس یک حقیقت عمیق محتمل است یک حقیقت عمیق دیگر باشد.