خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
مسئول ادارهٔ خانه داری
دیدن واژهشهرداران کاخها
دیدن واژهصاحبخانه
دیدن واژهگنجشک
دیدن واژهخرج خانه
دیدن واژهبزرگ
دیدن واژهموش خانگی
دیدن واژهنمای خانه
دیدن واژهخرگوش اهلی
دیدن واژهدمسرخ سیاه
دیدن واژههوسایی
دیدن واژهلوازم خانگی
دیدن واژهگاو
دیدن واژهکبوتر اهلی
دیدن واژهسوسک متهدهان کهنسرا
دیدن واژهاندام مکنده
دیدن واژهسریشم
دیدن واژهاردک اهلی
دیدن واژهنمونهها
۲Ich war niemals beim Haus meines Onkels.
من هیچ وقت در خانه عمو نبوده ام.
۳Tom ist aus seinem Elternhaus ausgezogen.
تام از پدر و مادرش جدا شد (مستقل شد).
۴Der Weg zwischen unseren Häusern ist lang.
بین خانه های ما فاصله زیادی است.
۵Der Titel dieses Schauspiels ist "Othello".
عنوان این نمایشنامه، اوتللو است.
۶Tom besuchte Maria jeden Tag im Krankenhaus.
تام هر روز برای دیدن ماری به بیمارستان میرفت.