خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
سودا خانه
دیدن واژهدانخوری پرنده
دیدن واژهسردخانه
دیدن واژهخانهٔ ساحره
دیدن واژهسلسله
دیدن واژهلافتهاوس
دیدن واژهجندهخانه
دیدن واژهتخت بیمارستان
دیدن واژهبنگاه رهنی
دیدن واژهکارتر
دیدن واژهسینما
دیدن واژهسردخانه
دیدن واژهتجهیزات غواصی
دیدن واژهمرکز تروما
دیدن واژهیاگشتاوزن
دیدن واژهاستودان
دیدن واژهمغزه
دیدن واژهکشیک خانه
دیدن واژهخانه تسخیر شده
دیدن واژهنمونهها
۲Diese Häuser sind 500 Jahre alt.
آن خانه ها پانصد سال قدمت دارند.
۳James Bond ist kein Schauspieler.
جیمز باند هنرپیشه نیست.
۴Tom will im Krankenhaus arbeiten.
تام میخواهد در بیمارستان کار کند.
۵Ist deine Mutter gerade zu Hause?
آیا مادرت در خانه است؟
۶Ken muss inzwischen zu Hause sein.
کن باید تا حالا آمده باشد.