خانه
xâne[xɒː.né]
das Haus
- جمع:
- die Häuser
- حالت اضافی:
- des Hauses
۱Das Haus ist neu.
خانه نو است.
یافتههای دیگر
خانه چوبی الواری
دیدن واژهحمام
دیدن واژهخانهٔ کارتها
دیدن واژهمسکین خانه
دیدن واژهپناهگاه زنان
دیدن واژهاسلحه خانه
دیدن واژهکشتارگاه
دیدن واژهاثر گلخانهای
دیدن واژهانتشار گاز گلخانهای
دیدن واژهگمرکخانه
دیدن واژهگلخانه
دیدن واژهچایخانه
دیدن واژهکمیسیون فنی
دیدن واژهاسم
دیدن واژهتئاتر
دیدن واژهبیمارستان کودکان
دیدن واژهصدف حلزون
دیدن واژهجایگاه راننده
دیدن واژهسردخانه
دیدن واژهنمونهها
۲Sie sagte ihrem Sohn, er solle sich zu Hause gut benehmen.
او به پسرش گفت که در خانه مؤدبانه و درست رفتار کند.
۳Das Publikum feierte die Schauspieler für ihre Darbietung.
مخاطبان بازیگران را به خاطر عملکردشان تحسین کردند.
۴Sein geringes Gehalt hindert ihn daran, das Haus zu kaufen.
حقوق کم او او را از خانه خریدن باز می دارد.
۵Das Publikum bejubelte die Schauspieler für ihre Darbietung.
مخاطبان بازیگران را به خاطر عملکردشان تحسین کردند.
۶Sie sagen, dass unser Haus zu klein ist für westliche Standards.
آنها می گویند بر طبق استانداردهای غربی خانه ما بسیار کوچک است.