nehmen
[ˈneːmən]
- حال (سومشخص مفرد):
- nimmt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- nahm
- اسم مفعول:
- genommen
- فعل کمکی:
- haben
۱Nehmen füllt die Hände. Geben füllt das Herz.
گرفتن، دستان را پر میکند. دادن، قلب را پر میکند.
فعل
- nehmen
- greifen
- fangen
- kapieren
- kriegen
- holen
- erlangen
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- entziehen
- fassen
- bekommen
- erhalten
- festhalten
- schnallen
- verstehen
- erwischen
دستور زبان گرفتن
فعل
- آوانویسی لاتین
- gereftan
- با نشانههای واکه
- گِرِفتَن
- خوانش
- [ɡʲe.ɹef.t̪ʰǽn]
همهٔ ریختها
- بگیرد
- بگیرم
- بگیرند
- بگیری
- بگیرید
- بگیریم
- میگرفت
- میگرفتم
- میگرفتند
- میگرفتی
- میگرفتید
- میگرفتیم
- میگیرد
- میگیرم
- میگیرند
- میگیری
- میگیرید
- میگیریم
- گرفت
- گرفتم
- گرفتند
- گرفتی
- گرفتید
- گرفتیم
- گیر
- گیرم
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
پول بهترین قلاب برای گرفتن آدمها است.
۲Geld ist der beste Köder, um nach Menschen zu fischen.
در خارج زندگی کردن، بهترین راه یاد گرفتن یک زبان خارجی است.
۳Im Ausland zu leben, ist der beste Weg, eine Fremdsprache zu lernen.
گرفتن، دستان را پر میکند. دادن، قلب را پر میکند.
۱Nehmen füllt die Hände. Geben füllt das Herz.
گرسنگی کشیدن بهتر از قرض گرفتن است.
۴Lieber hungern als borgen.
هوش قابلیت قادر بودن به فاصله گرفتن است.
۵Intelligenz ist die Fähigkeit, Abstand nehmen zu können.
جامه بدندان گرفتن
۶die Beine in die Hand nehmen
چیزی را امانت گرفتن
۷etwas in Verwahrung nehmen
چیزی را نشانه گرفتن
۸etwas ins Visier nehmen
چیزی را از زمین گرفتن
۹etwas dem Boden entziehen
کسی را به زنی گرفتن
۱۰jem. zur Frau nehmen