dass
[das]
۱Hoffen wir, dass es klappt!
امیدواریم که کار کند.
حرف ربط
- dass
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- behufs
- damit
- daß
- sodass
- um zu
صفت
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- gering
- klein
- wenig
تعیینکننده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- welche
- welches
ضمیر
- welcher
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- das
- der
- die
- was
دستور زبان که
صفت
- آوانویسی لاتین
- keh
- خوانش
- [kʰʲeʱ]
همهٔ ریختها
- کهست
حرف ربط
- آوانویسی لاتین
- ke
- خوانش
- [kʰʲe]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
یک لبخند هدیهای است که هر کس میتواند بضاعت آن را داشته باشد.
۲Ein Lächeln ist ein Geschenk, welches sich jeder leisten kann.
او که همه جاست، هیچ جا نیست.
۳Nirgendwo ist der, der überall ist.
الان زمان آن است که بس کنم.
۴Es wird Zeit, dass ich aufhöre.
نه هر که میخوابد، رؤیا میکند.
۵Nicht jeder schläft, der träumt.
یک انسان باهوش او نیست که در چیزی خوب است، بلکه اوست که اندکی در مورد همه چیز میداند.
۶Ein wirklich intelligenter Mensch ist nicht derjenige, der gut in etwas ist, sondern der, der ein wenig über alles weiß.
ماریا گفت که اذیت شده است.
۷Maria sagte, dass sie verärgert sei.
هیچکس ادعا نمیکند که یک قدیس است.
۸Keiner behauptet, dass er ein Heiliger ist.
کسی که دروغ میگوید دزدی میکند.
۹Wer lügt, der stiehlt.
او انکار کرد که آن را انجام داده است.
۱۰Er bestreitet, dass er es getan hat.
من میدانم که آن وظیفهام است.
۱۱Ich weiß, dass das meine Pflicht ist.