dass
[das]
۱Hoffen wir, dass es klappt!
امیدواریم که کار کند.
حرف ربط
- dass
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- behufs
- damit
- daß
- sodass
- um zu
صفت
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- gering
- klein
- wenig
تعیینکننده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- welche
- welches
ضمیر
- welcher
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- das
- der
- die
- was
دستور زبان که
صفت
- آوانویسی لاتین
- keh
- خوانش
- [kʰʲeʱ]
همهٔ ریختها
- کهست
حرف ربط
- آوانویسی لاتین
- ke
- خوانش
- [kʰʲe]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
کسی که جرأت نکند، برنده نمیشود.
۲Wer nicht wagt, der nicht gewinnt.
من شرط میبندم که تو عاشقی.
۳Ich wette, du bist verliebt.
کسی که پیش نمیرود، عقب میآید!
۴Wer nicht vorwärts geht, der kommt zurücke!
کسی که صد در صد مطمئن است، احتمالا بسیار اندک میداند.
۵Wer hundertprozentig sicher ist, weiß wahrscheinlich zu wenig.
به چیزی که میگویی فکر کن.
۶Überlege dir, was du sagst!
تام می خواهد که شما آن را یاد بگیرید.
۷Tom wollte, dass ihr es erfahrt.
من یک چیز میدانم که هیچ نمیدانم.
۸Eines weiß ich: dass ich nichts weiß.
برادر کوچکم گفت که شب گذشته یک خواب وحشتناک دیده است.
۹Mein kleiner Bruder sagte, dass er gestern Nacht einen schrecklichen Traum hatte.
بهشت روی زمین آنجاست که من هستم.
۱۰Das Paradies auf Erden ist dort, wo ich bin.
مدارا ظنی است که دیگری حق دارد.
۱۱Toleranz ist der Verdacht, dass der andere Recht hat.