etwas
[ˈɛtvas]
۱Du verbirgst etwas.
تو چیزی را پنهان میکنی.
ضمیر
- etwas
دستور زبان چیزی
ضمیر
- آوانویسی لاتین
- čizê
- خوانش
- [t͡ʃʰiː.ziː]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
جذبه، هنر پاسخ مثبت گرفتن بدون درخواست چیزی است.
۲Charme ist die Kunst, als Antwort ein Ja zu bekommen, ohne etwas gefragt zu haben.
در ژرفای زیبایی چیزی غیر بشری قرار دارد.
۳In der Tiefe der Schönheit liegt etwas Unmenschliches.
بهتر است برای چیزی جنگید، تا ضد چیزی.
۴Es ist besser, für etwas zu kämpfen, als gegen etwas.
هر کسی چیزی برای پنهان کردن دارد.
۵Jeder hat etwas zu verbergen.
او همیشه چیزی را فراموش میکند.
۶Er vergisst dauernd etwas.
چه کسی جرأت میکند، بر خلاف آن چیزی بگوید؟
۷Wer traut sich, etwas dagegen zu sagen?
اگر چیزی لازم داری خبر بده.
۸Sag Bescheid, wenn ihr etwas braucht!
من جرأت نمیکنم چیزی قول دهم.
۹Ich wage nicht, etwas zu versprechen.
اولین باره همچین چیزی میبینم.
۱۰Ich sehe so etwas zum ersten Mal.
بهتر است هیچ چیز ندانست تا چیزی دانست که چندان چیزی نیست.
۱۱Es ist besser, nichts zu wissen, als etwas zu wissen, was nicht so ist.