gläubig
[ˈɡlɔɪ̯bɪç][ˈɡlɔɪ̯bɪk]
- صفت برتر:
- gläubiger
- صفت برترین:
- am gläubigsten
۱sie sind gläubige Menschen
انسانهای پارسائی هستند
صفت
- gläubig
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- überzeugt
اسم
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- die Gläubige
- der Gläubiger
دستور زبان معتقد
صفت
- آوانویسی لاتین
- mo'taqed
- با نشانههای واکه
- مُعتَقِد
- خوانش
- [moʔ.t̪ʰæ.ʁéd̪̥]
اسم
- با نشانههای واکه
- مُعتَقِد
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
من معتقدم که او هرگز دروغ نگفته است.
۲Ich glaube, dass sie noch nie gelogen hat.
احمق اوست که معتقد است دیگری از خودش احمقتر است.
۳Dumm ist der, der glaubt, ein anderer sei dümmer als er selbst.
کسی که به هدف معتقد است، بر میگردد.
۴Wer sich am Ziele glaubt, geht zurück.
من معتقدم تام در توطئه مشارکت دارد.
۵Ich glaube, dass Tom an der Verschwörung beteiligt ist.
من معتقدم صرفا یک تصادف است.
۶Ich glaube, es ist lediglich ein Zufall.
من به جادو معتقد نیستم.
۷Ich glaube nicht an Magie.
آیا به جادو معتقدی؟
۸Glaubst du an Zauberei?
من معتقدم او قابل اعتماد است.
۹Ich glaube, man kann ihm vertrauen.