westlich
[ˈvɛstlɪç]
- صفت برتر:
- westlicher
- صفت برترین:
- am westlichsten
۱In der Nacht werden westliche und südliche Winde wehen.
در شب بادهای غربی و جنوبی میوزند.
صفت
- westlich
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- abendländisch
دستور زبان غربی
صفت
- آوانویسی لاتین
- ġarbi
- با نشانههای واکه
- غَربی
- خوانش
- [qæɹ.bíː]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
فرانسه و آلمان هر دو بالهای اروپای غربی هستند.
۲Frankreich und Deutschland sind die beiden Flügel des Abendlands.
در شب بادهای غربی و جنوبی میوزند.
۱In der Nacht werden westliche und südliche Winde wehen.
فرانسه در اروپای غربی واقع است.
۳Frankreich ist in Westeuropa.
فرانسه در اروپای غربی واقع است.
۴Frankreich liegt in Westeuropa.
آنها می گویند بر طبق استانداردهای غربی خانه ما بسیار کوچک است.
۵Sie sagen, dass unser Haus zu klein ist für westliche Standards.