lebend
[ˈleːbn̩t][ˈleːbm̩t]
۱Esperanto ist eine lebende Sprache.
اسپرانتو یک زبان زنده است.
صفت
- lebend
- lebendig
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- lebhaft
- hässlich
دستور زبان زنده
صفت
- آوانویسی لاتین
- zende, zande
- با نشانههای واکه
- زَنَده
- خوانش
- [zen̪.d̪é], [zæn̪.d̪é]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
اسپرانتو یک زبان زنده است.
۱Esperanto ist eine lebende Sprache.
تا زمانی که زنده هستم نمیبخشمتون.
۲Nie, solange ich lebe, werde ich Ihnen verzeihen!
مادر دمی زنده است.
۳Mutter lebt nach der Uhr.
کسی که به امید زنده است، از گرسنگی میمیرد.
۴Wer aus Hoffnung lebt, stirbt an Hunger.
زنده باد شاه!
۵Lange lebe der König!
پس از این سقوط او شانس آورد که هنوز زنده است.
۶Nach diesem Sturz hat sie Glück, dass sie noch lebt.
مادامی که زندهام، امید دارم.
۷Solange ich lebe, hoffe ich.
ما یک بحث بسیار زنده داشتیم.
۸Wir hatten eine sehr lebendige Diskussion.
آدم مادامی که زنده است امید دارد.
۹Man hofft, solange man lebt.
زنده باد قیصر!
۱۰Es lebe der Kaiser!