der Teig
[taɪ̯k]
- جمع:
- die Teige
- حالت اضافی:
- des Teigs, des Teiges
۱Knete den Teig.
خمیر را ورز بده.
اسم
- der Teig
- die Paste
دستور زبان خمیر
اسم
- آوانویسی لاتین
- xamir
- با نشانههای واکه
- خَمیر
- خوانش
- [xæ.míːɹ]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
خمیر را ورز بده.
۱Knete den Teig.
خمیر را در شب در یخچال بگذارید.
۲Den Teig über Nacht im Kühlschrank ruhen lassen.
خمیر دندان کجاست؟
۳Wo ist die Zahnpasta?