die Quitte
[ˈkvɪtə]
- جمع:
- die Quitten
- حالت اضافی:
- der Quitte
۱Wasche die Quitten gut.
به را خوب بشوی.
اسم
- die Quitte
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- der Quittenbaum
ادات
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- in
- zu
- in Richtung
حرف اضافه
- nach
- zu
- in
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- vor
- im Namen
گونهٔ دستوری ناشناخته
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- an
دستور زبان به
اسم
- آوانویسی لاتین
- beh
- با نشانههای واکه
- بِه
- خوانش
- [beʱ]
ادات
- با نشانههای واکه
- بِه
حرف اضافه
- آوانویسی لاتین
- be
- با نشانههای واکه
- بِه
- خوانش
- [be]
گونهٔ دستوری ناشناخته
- با نشانههای واکه
- بِه
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
او به پیاده نظام ملحق شد.
۲Er trat in die Infanterie ein.
لطفا به ما خبر بده.
۳Gebt uns bitte Bescheid.
همیشه به منافع طرف مقابلتان فکر کنید.
۴Denken Sie immer an die Interessen Ihres Gegenübers.
دیگه هیچوقت به من دروغ نگو.
۵Lüg mich nie mehr an.
به جای گپ زدن کار کن!
۶Arbeite statt zu schwatzen!
بلا به دور
۷Gott verhüte, dass das passiert.
تومور خوشخیم به نظر میرسد.
۸Der Tumor scheint gutartig zu sein.
مرا وادار به ماندن نکن.
۹Zwingt mich nicht zu bleiben!
ما به سوی باختر میرویم.
۱۰Wir gehen nach Westen.
او به همه مهربان است.
۱۱Er ist zu allen nett.