die Quitte
[ˈkvɪtə]
- جمع:
- die Quitten
- حالت اضافی:
- der Quitte
۱Wasche die Quitten gut.
به را خوب بشوی.
اسم
- die Quitte
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- der Quittenbaum
ادات
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- in
- zu
- in Richtung
حرف اضافه
- nach
- zu
- in
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- vor
- im Namen
گونهٔ دستوری ناشناخته
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- an
دستور زبان به
اسم
- آوانویسی لاتین
- beh
- با نشانههای واکه
- بِه
- خوانش
- [beʱ]
ادات
- با نشانههای واکه
- بِه
حرف اضافه
- آوانویسی لاتین
- be
- با نشانههای واکه
- بِه
- خوانش
- [be]
گونهٔ دستوری ناشناخته
- با نشانههای واکه
- بِه
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
من این احساس را به یاد میآورم.
۲Ich erinnere mich an dieses Gefühl.
به ستارگان بنگر.
۳Betrachte die Sterne.
نقاشیهایش به دیوار آویزان بودند.
۴Seine Zeichnungen hingen an der Wand.
فقر به جرم منجر میشود.
۵Armut führt zu Verbrechen.
غنچهها شروع به شکفتن کردند.
۶Die Knospen begannen sich zu öffnen.
به من اعتماد کن!
۷Vertraue mir!
آشیل به جز پاشنهاش، رویین تن بود.
۸Achilles war außer an seiner Ferse unverwundbar.
جنگ رو به پایان بود.
۹Der Krieg war zu Ende.
کلاهم به دیوار آویخته است.
۱۰Meine Mütze hängt an der Wand.
خداحافظ به همه!
۱۱Auf Wiedersehen alle!