die Base
[ˈbaːzə]
- جمع:
- die Basen
- حالت اضافی:
- der Base
۱Basen neutralisieren Säuren.
بازها اسیدها را خنثی میکنند.
اسم
- die Base
- die Weihe
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- der Falke
- der Bussard
- der Faden
- der/das Klafter
- der Habicht
صفت
- offen
- geöffnet
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- auf
- freizügig
- gewagt
قید
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- wieder
- nochmals
- noch einmal
دستور زبان باز
صفت
- آوانویسی لاتین
- bâz
- خوانش
- [bɒːz]
قید
- آوانویسی لاتین
- bâz
- خوانش
- [bɒːz]
همهٔ ریختها
- وا
اسم
- آوانویسی لاتین
- bâz
- جمع
- بازان
- خوانش
- [bɒːz]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
کسی را بمصب خود باز گماشتن
۲jem. in sein Amt wieder einsetzen
آیا بانک باز است؟
۳Ist die Bank offen?
بازی تا هفته آینده متوقف شد.
۴Das Spiel wurde auf nächste Woche verschoben.
نیزه بازی کردن
۵auf anderer Leute Kosten leben