die Base
[ˈbaːzə]
- جمع:
- die Basen
- حالت اضافی:
- der Base
۱Basen neutralisieren Säuren.
بازها اسیدها را خنثی میکنند.
اسم
- die Base
- die Weihe
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- der Falke
- der Bussard
- der Faden
- der/das Klafter
- der Habicht
صفت
- offen
- geöffnet
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- auf
- freizügig
- gewagt
قید
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- wieder
- nochmals
- noch einmal
دستور زبان باز
صفت
- آوانویسی لاتین
- bâz
- خوانش
- [bɒːz]
قید
- آوانویسی لاتین
- bâz
- خوانش
- [bɒːz]
همهٔ ریختها
- وا
اسم
- آوانویسی لاتین
- bâz
- جمع
- بازان
- خوانش
- [bɒːz]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
او جرأت نمیکند، دهان باز کند.
۲Er traut sich nicht, den Mund aufzumachen.
تام در را باز گذاشت.
۳John ließ die Tür offen.
آنها تاب بازی می کنند
۴sie schaukeln auf der Schaukel
باز پردازی
۵wieder neu etwas aufnehmen
این سوپر مارکت از دوشنبه تا شنبه باز است.
۶Der Supermarkt ist von Montag bis Samstag geöffnet.
جرأت از دست رفتهٔ خودرا باز یافت
۷er wurde wieder zuversichtlich
یکی از درها باز است.
۸Eine der Türen steht offen.
صفحهٔ ۵۹ کتابتان را باز کنید.
۹Öffnet euer Buch auf Seite 59.
در سالن چترت را باز نکن.
۱۰Machen Sie Ihren Regenschirm nicht auf dem Flur auf.
در را یک ذره باز کن.
۱۱Mach die Tür mal ein bisschen auf.