واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

راضی

râzi[ɹɒː.zíː]

zufrieden
صفت برتر:
zufriedener
صفت برترین:
am zufriedensten
صفت

نمونه با zufrieden

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Bist du zufrieden?

آیا راضی هستی؟

صفت

  • راضیrâzi[ɹɒː.zíː](in a state of satisfaction)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • قانعqâne'قانِع[qɒː.néʔ]تأییدنشده
  • خرسندxorsand[xoɹ.sǽn̪d̪̥](satisfied)تأییدنشده
  • خشنودxošnud[xoʃ.núːd̪̥](in a state of satisfaction)(satisfied)تأییدنشده
  • مستریحمُستَریحتأییدنشده
  • خوشحالxošhâl[xoʃ.hɒ́ːl̥](happy, content)(contented, joyous)تأییدنشده
  • خوشxoš[xoʃ](contented, joyous)تأییدنشده

دستور زبان zufrieden

صفت

خوانش
[t͡suˈfʁiːdn̩]
همهٔ ریخت‌ها
  • zufriedenصفت ساده
  • zufriedenerصفت برتر
  • am zufriedenstenصفت برترین
  • zufriedenerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriednerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedeneمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedneمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriednesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedeneحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • zufriedneحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • zufriedenenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriednenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriednerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriednenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • zufriednerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • zufriedenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriednemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriednerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriednemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • zufriednenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • zufriedenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriednenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriednesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • zufriedeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • zufriedneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • zufriedeneمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedneمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedeneمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedneمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedeneخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedneخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • zufriednenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • zufriedenenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriednenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriednenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriednenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • zufriednenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • zufriedenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriednenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriednenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriednenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • zufriednenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • zufriedenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriednenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • zufriednenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • zufriedenerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • zufriednerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • zufriedeneمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • zufriedneمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • zufriedenesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • zufriednesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • zufriedenenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • zufriednenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • zufriedenenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • zufriednenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • zufriedenenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • zufriednenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • zufriedenenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • zufriednenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • zufriedenenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • zufriednenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • zufriedenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • zufriednenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • zufriedenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • zufriednenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • zufriedenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • zufriednenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • zufriedenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • zufriednenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • zufriedenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • zufriednenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • zufriedeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • zufriedneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • zufriedenesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • zufriednesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • zufriedenenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • zufriednenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • zufriedenererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zufriedeneresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • zufriedeneremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • zufriedeneremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • zufriedenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • zufriedeneresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • zufriedenereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • zufriedenereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • zufriedenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • zufriedenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • zufriedenererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • zufriedenereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • zufriedeneresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • zufriedenerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • zufriedenerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • zufriedenerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • zufriedenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • zufriedenereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • zufriedeneresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • zufriedenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • zufriedensterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedenstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedensteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedensterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedensterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedensterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedenstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedensteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • zufriedensteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedensteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedenstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedenstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedenstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedensteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedenstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • zufriedensterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • zufriedensteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • zufriedenstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • zufriedenstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • zufriedenstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • zufriedensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • zufriedenstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • zufriedenstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Sie wollte sterben, weil sie ihre Eltern nicht zufrieden machen konnte.

او می خواست بمیرد چونکه او نمی توانست پدر و مادرش را خوشحال کند.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۳sich abfinden mit, zufrieden sein

به چیزی قناعت کردن

تأییدنشده

۴Ich bin mit meiner Arbeit zufrieden.

من از شغلم راضی هستم.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۵Ganz gleich, wie reich er auch sein mag, er ist niemals zufrieden.

فرقی ندارد که او چقدر ثروتمند باشد، او هرگز قانع نخواهد شد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۶Bevor ihr nicht Frieden schließt mit dem, was ihr seid, werdet ihr nie zufrieden sein mit dem, was ihr habt.

تا زمانی که با خود، سازش نکرده ای، هرگز نسبت به آنچه که داری، راضی نخواهی شد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۷Zufrieden sein mit dem, was man hat

نان و پیاز

تأییدنشده

۸Mit nichts zufrieden sein

پی خر می گردد که نعلش را بکند

تأییدنشده

۹wer sich mit wenigem zufrieden gibt, ist glücklich

از خوردنی ها غیر خنک هیچ نداریم

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #930638), Suroosh (fa #9006158), Tatoeba
  2. ۲: Tom9358 (de #12878197), mahdiye (fa #839428), Tatoeba
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #1560988), AsliAbbasi (fa #1584093), Tatoeba
  5. ۵: carlosalberto (de #14050062), AsliAbbasi (fa #1584095), Tatoeba
  6. ۶: MUIRIEL (de #1103), AsliAbbasi (fa #2095037), Tatoeba
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها