واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

خواستن

xâstan[xɒːs.t̪ʰǽn]

wollen
حال (سوم‌شخص مفرد):
will
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
wollte
اسم مفعول:
gewollt, wollen
فعل کمکی:
haben
فعل

نمونه با wollen

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Wollen wir wetten?

می‌خواهیم شرط ببندیم؟

فعل

  • خواستنxâstanخواستَن[xɒːs.t̪ʰǽn](to desire)(etwas haben/erlangen wollen)(modal: Vorsatz, etwas zu tun/Machen)

صفت

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • پشمینpašminپَشمین[pʰæʃˈmin][pʰæʃˈmiːn](aus Wolle, wollen)تأییدنشده
  • پشمینهpäšmīnehپَشمینه(aus Wolle, wollen)تأییدنشده

گونهٔ دستوری ناشناخته

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • اختیار کردناِختیار کَردَنتأییدنشده
  • طالب شدنطالِب شُدَنتأییدنشده
  • اراده کردناِراده کَردَنتأییدنشده

دستور زبان wollen

صفت

خوانش
[ˈvɔlən]
همهٔ ریخت‌ها
  • wollenصفت ساده
  • wollenمعلوم، مصدر، حال
  • wollendمعلوم، participle، حال
  • gewolltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • willمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • wolleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی یکم
  • willstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wollestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی یکم
  • willمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wolleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی یکم، سوم‌شخص
  • wollenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • wollenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی یکم
  • wolltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wolletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی یکم
  • wollenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • wollenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی یکم، سوم‌شخص
  • wollteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wollteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی دوم
  • wolltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wolltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی دوم
  • wollteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wollteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی دوم، سوم‌شخص
  • wolltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wolltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی دوم
  • wolltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wolltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی دوم
  • wolltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wolltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی دوم، سوم‌شخص
  • wollenerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wolleneمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollneمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wolleneحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollneحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollenenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollnerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wolleneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wolleneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wolleneمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollneمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wolleneمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollneمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wolleneخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollneخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollnenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollenenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollnenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wolleneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wolleneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollnenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollenerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wollnerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wolleneمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wollneمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wollenesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wollnesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wollenenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • wollnenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • wollenenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollnenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollenenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollnenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollenenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wollnenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wollenenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wollnenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wollenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wolleneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollenesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wollnesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wollenenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wollnenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده

فعل

خوانش
[ˈvɔlən]
همهٔ ریخت‌ها
  • gewolltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wollenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wollenمعلوم، مصدر، حال
  • wollendمعلوم، participle، حال
  • gewolltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • willمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • wolleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی یکم
  • willstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wollestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی یکم
  • willمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wolleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی یکم، سوم‌شخص
  • wollenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • wollenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی یکم
  • wolltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wolletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی یکم
  • wollenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • wollenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی یکم، سوم‌شخص
  • wollteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wollteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی دوم
  • wolltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wolltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی دوم
  • wollteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wollteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی دوم، سوم‌شخص
  • wolltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wolltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی دوم
  • wolltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wolltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی دوم
  • wolltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wolltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی دوم، سوم‌شخص
  • wollenerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wolleneمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollneمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wolleneحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollneحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollenenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollnerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wolleneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wollnesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • wolleneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wollneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • wolleneمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollneمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wolleneمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollneمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wolleneخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollneخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollnenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollenenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollnenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wolleneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wolleneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • wollenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollnenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • wollenerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wollnerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wolleneمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wollneمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wollenesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wollnesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • wollenenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • wollnenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • wollenenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollnenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollenenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollnenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollenenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wollnenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wollenenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wollnenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wollenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wollnenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wollenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wolleneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • wollenesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wollnesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • wollenenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wollnenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Ich wollte niemanden beleidigen.

من نمی‌خواستم به هیچکس توهین کنم.

۳Willst du darauf wetten?

آیا می‌خواهی روی آن شرط ببندی؟

۴In einer irrsinnigen Welt vernünftig sein zu wollen, ist schon ein Widerspruch in sich.

در یک دنیای نامعقول، معقول بودن خودش یک تناقض است.

۵Tom wollte, dass ihr es erfahrt.

تام می خواهد که شما آن را یاد بگیرید.

۶Warum willst du das wissen?

چرا می‌خواهی آن را بدانی؟

۷Wenn Freiheit überhaupt etwas bedeutet, dann bedeutet die das Recht, anderen Leuten das zu sagen, was sie nicht hören wollen.

اگر آزادی اصلا چیزی معنا دهد، معنای آن حق گفتن چیزی به دیگران است که نمی‌خواهند بشنوند.

۸Was wollen wir?

ما چه می خواهیم؟

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #4878383), cojiluc (fa #6854954), Tatoeba
  2. ۲: raggione (de #6368426), cojiluc (fa #7441028), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #5712946), cojiluc (fa #6961028), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #2368156), cojiluc (fa #12043151), Tatoeba
  5. ۵: al_ex_an_der (de #3366647), reto (fa #3366664), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #1234794), cojiluc (fa #10780441), Tatoeba
  7. ۷: Esperantostern (de #7998874), cojiluc (fa #12055852), Tatoeba
  8. ۸: papilichasisto (de #4069123), AsliAbbasi (fa #1629937), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها