واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

گرم

garm[ɡʲæɹm][ɡʲæːɾm]

warm
صفت برتر:
wärmer
صفت برترین:
am wärmsten
صفت

نمونه با warm

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Der Tee ist warm.

چای گرم است.

صفت

  • گرمgarmگَرم[ɡʲæɹm][ɡʲæːɾm](having a temperature slightly higher than usual)(of the weather)(von hoher Temperatur (zwischen lau und heiß))

دستور زبان warm

صفت

خوانش
[vaʁm]
همهٔ ریخت‌ها
  • warmصفت ساده
  • wärmerصفت برتر
  • am wärmstenصفت برترین
  • warmerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • warmeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • warmesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • warmeحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • warmenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • warmerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • warmenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • warmerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • warmemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • warmerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • warmemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • warmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • warmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • warmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • warmesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • warmeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • warmeمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • warmeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • warmeخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • warmenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • warmenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • warmenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • warmenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • warmenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • warmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • warmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • warmenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • warmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • warmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • warmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • warmeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • warmenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • warmerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • warmeمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • warmesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • warmenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • warmenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • warmenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • warmenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • warmenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • warmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • warmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • warmenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • warmenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • warmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • warmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • warmesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • warmenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • wärmererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • wärmereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • wärmeresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • wärmereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • wärmerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • wärmererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • wärmerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • wärmererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • wärmeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • wärmererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • wärmeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • wärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • wärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • wärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • wärmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • wärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • wärmereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • wärmereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • wärmereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • wärmerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • wärmerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • wärmerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • wärmerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • wärmerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • wärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • wärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • wärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • wärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • wärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • wärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • wärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • wärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • wärmererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • wärmereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • wärmeresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • wärmerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • wärmerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • wärmerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • wärmerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • wärmerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • wärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • wärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • wärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • wärmerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • wärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • wärmereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • wärmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • wärmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • wärmsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • wärmsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • wärmsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • wärmsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • wärmstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • wärmstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • wärmstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • wärmstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • wärmstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • wärmstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • wärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • wärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • wärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • wärmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • wärmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • wärmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • wärmstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • wärmstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Deine Stirn ist sehr warm; ich denke, dass du Fieber hast.

پیشانیت بسیار داغ است؛ من فکر می‌کنم که تو تب داری.

۳Iss warm und trinke kalt, dann wirst du hundert Jahre alt.

گرم بخور و سرد بنوش، این گونه صد ساله خواهی شد.

۴Kalte Hände, warme Liebe.

دستان سرد، عشقهای گرم.

۵Der Sommer ist die wärmste Jahreszeit.

تابستان گرمترین فصل سال است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۶Das Klima ist feucht und warm.

اقلیم گرم و مرطوب است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۷man muss das Eisen schmieden, solange es warm ist

تا آب گل آلود است باید ماهی گرفت

تأییدنشده

۸Schottland kann im September sehr warm sein.

اسکاتلند در ماه سپتامبر ممکن است خیلی گرم باشد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۹Kaltes Wasser hat eine höhere Dichte als warmes Wasser.

آب سرد نسبت به آب گرم چگالی بالاتری دارد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۱۰hier ist es schön warm

اینجا خوب گرم است

تأییدنشده

۱۱Der Sommer bei uns ist kurz, aber warm.

تابستان ما کوتاه و گرم است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #967156), cojiluc (fa #12238013), Tatoeba
  2. ۲: Eldad (de #1187341), cojiluc (fa #7782824), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #5075543), cojiluc (fa #8182680), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #1855542), cojiluc (fa #8406664), Tatoeba
  5. ۵: MUIRIEL (de #1116538), Adelpa (fa #13429003), Tatoeba
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #1920742), manelie (fa #12873006), Tatoeba
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: cumori (de #1097740), ghasemkiani (fa #739805), Tatoeba
  9. ۹: raggione (de #6775870), manelie (fa #12736246), Tatoeba
  10. ۱۰: farhang von ckh
  11. ۱۱: Manfredo (de #1525498), AsliAbbasi (fa #1527102), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها