فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درست

dorost[d̪o.ɹost̪ʰ]

wahr
صفت تفضیلی:
wahrer
صفت عالی:
am wahrsten
صفت

مثال با wahr

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Du vertraust mir nicht, nicht wahr?

تو به من اعتماد نداری، درست نیست؟

صفت

  • درستdorostدُرُست[d̪o.ɹost̪ʰ](state in Boolean logic that indicates an affirmative or positive result)(concurring with a given set of facts)
  • حقیقیhaqiqiحَقیقی[hæ.ʁiː.ʁíː](true, genuine, not merely nominal)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • براستیبِراستیتأییدنشده
  • راستrâst[ɹɒːst̪ʰ]تأییدنشده
  • واقعیvâġe'iواقِعی[vɒː.ʁe.ʔíː]تأییدنشده

دستور زبانِ wahr

صفت

تلفظ
[vaːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • wahrصفت مطلق
  • wahrerصفت تفضیلی
  • am wahrstenصفت عالی
  • wahrerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wahreمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wahresخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wahreحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • wahrenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wahrerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wahrenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wahrerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • wahremحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wahrerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wahremحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wahrenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • wahrenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wahreحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wahresحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • wahreحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • wahreمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wahreمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wahreخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • wahrenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • wahrenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • wahrenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wahreحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wahreحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • wahrerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • wahreمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • wahresصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • wahrenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • wahrenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • wahrenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • wahrenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • wahrenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • wahrenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • wahrenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • wahrenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • wahrenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • wahrenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • wahreحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • wahresحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • wahrenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • wahrererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • wahrereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • wahreresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • wahrereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • wahrererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • wahrererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • wahreremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • wahrererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • wahreremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • wahrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • wahrereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • wahreresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • wahrereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • wahrereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • wahrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • wahrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • wahrererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • wahrereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • wahreresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • wahrerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • wahrerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • wahrerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • wahrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • wahrereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • wahreresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • wahrerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • wahrsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • wahrsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • wahrsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • wahrsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • wahrstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • wahrstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • wahrstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • wahrstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • wahrstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • wahrstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • wahrstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • wahrstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • wahrstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • wahrstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • wahrstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • wahrsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • wahrstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • wahrstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Kein wahrer Gentleman wird die reine Wahrheit in Anwesenheit von Damen sprechen.

هیچ جنتلمن حقیقی، در حضور خانم‌ها حقیقت محض را نخواهد گفت.

۳Die wahre Heimat ist eigentlich die Sprache.

موطن حقیقی واقعا زبان است.

۱Du vertraust mir nicht, nicht wahr?

تو به من اعتماد نداری، درست نیست؟

۴Kann es wahr sein, dass sie Selbstmord verübte?

می‌تواند حقیقت داشته باشد که او مرتکب خودکشی شده است؟

۵Der wahre Künstler stellt sich die Frage gar nicht, ob sein Werk verstanden werden wird oder nicht.

هنرمند حقیقی این سؤال را برای خود مطرح نمی‌کند که آیا اثرش قابل فهم خواهد بود یا نه.

۶Wahre Kunst bleibt unvergänglich.

هنر حقیقی جاودان باقی می‌ماند.

۷Der wahre Ort der Begegnung ist die Grenze.

محل واقعی ملاقات مرز است.

۸Unser Lehrer ist ein Gentleman im wahrsten Sinne des Wortes.

معلم ما یک مرد اصیل به معنای واقعی کلمه است.

۹Rede wenig, rede wahr, trinke mäßig, zahle bar.

کم حرف بزنید، حقیقت بگویید، زیاد بنوشید، نقدا بپردازید.

۱۰Nur wahre Freunde sagen dir, wenn dein Gesicht schmutzig ist.

فقط دوستان واقعی به تو می‌گویند چهره‌ات کثیف است.

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: kutschektar (de #7480288), cojiluc (fa #7526076), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #2965631), cojiluc (fa #6927959), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #1733501), cojiluc (fa #6970393), Tatoeba
  4. ۴: Manfredo (de #797722), cojiluc (fa #11996450), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #2355513), cojiluc (fa #12714808), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #2185310), cojiluc (fa #12622872), Tatoeba
  7. ۷: Esperantostern (de #2939104), cojiluc (fa #7704181), Tatoeba
  8. ۸: Esperantostern (de #1925812), cojiluc (fa #7289279), Tatoeba
  9. ۹: Esperantostern (de #1922635), cojiluc (fa #6923537), Tatoeba
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1357807), cojiluc (fa #7980794), Tatoeba
منابع و مجوزها