از
az[ʔæz]
von
۱Befehl von oben!
دستور از بالا!
حرف اضافه
- از
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ز
- نزد
دستور زبانِ von
حرف اضافه
- تلفظ
- [fɔn]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Von zwei Übeln wähle das kleinere!
از بین دو شر، کوچکتر را برگزین!
۳Mindestens einer von ihnen hat gelogen.
حداقل یکی از شما دروغ گفته است.
۴Ich tilgte meinen Namen von der Liste.
من نامم را از لیست پاک کردم.
۵Zwei von fünf Kindern sind scheu.
دو تا از پنج بچه کمرو هستند.
۶Die Stadt ist voll von Touristen.
شهر پر از توریست است.
۷Er stand abseits von uns.
او جدا از ما ایستاد.
۸Der Affe hüpft von Ast zu Ast.
میمون از شاخهای به شاخهای میپرید.
۹Sie spricht dauernd von dir.
او همیشه از تو صحبت میتند.
۱۰Lassen Sie mal wieder von sich hören!
غریبی نکن، از خودت بگو!
۱۱Nimm den Fuß von der Kupplung.
پایت را از روی کلاچ بردار.