فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پر

por[pʰoɹ]

voll
صفت تفضیلی:
voller
صفت عالی:
am vollsten
صفت

مثال با voll

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Der Bus war voll.

اتوبوس پر بود.

صفت

  • پرporپُر[pʰoɹ](containing the maximum possible amount)(full)محاوره‌ای
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سیرsir[siːɹ](satisfied, in relation to eating)تأییدنشده
  • آکنده(carrying, or charged or loaded up with (usually something negative))تأییدنشده

دستور زبانِ voll

صفت

تلفظ
[fɔl]
همهٔ صورت‌ها
  • vollصفت مطلق
  • vollerصفت تفضیلی
  • am vollstenصفت عالی
  • vollerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • volleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vollesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • volleحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • vollenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vollerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vollenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vollerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • vollemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vollerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vollemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vollenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • vollenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • volleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • vollesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • volleحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • volleمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • volleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • volleخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vollenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • vollenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vollenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vollenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vollenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • vollenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vollenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vollenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vollenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • vollenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • volleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • volleحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • vollenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • vollerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • volleمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • vollesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • vollenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • vollenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vollenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vollenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • vollenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • vollenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vollenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vollenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • vollenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • vollenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • volleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • vollesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • vollenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • vollererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • vollereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • volleresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • vollereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • vollererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • vollererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • volleremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • vollererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • volleremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • vollerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • vollereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • volleresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • vollereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • vollereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • vollereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • vollereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • vollerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • vollerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • vollereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • vollereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • vollerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • vollererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • vollereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • volleresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • vollerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • vollerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • vollerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • vollerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • vollereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • volleresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • vollerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • vollsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vollsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vollstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vollsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • vollstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vollsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vollstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vollsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • vollstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vollsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vollstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vollstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • vollstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vollsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vollstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • vollsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • vollsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • vollsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • vollsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • vollstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • vollstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • vollstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • vollstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • vollstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • vollstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • vollstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • vollstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • vollstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • vollstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • vollstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • vollsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • vollstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • vollstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Eine Rose ist frischer als Knospe als voll aufgeblüht.

یک رز به صورت غنچه تازه‌تر از رز کاملا شکفته است.

۱Der Bus war voll.

اتوبوس پر بود.

۳Das Weltall ist voll von Geheimnissen.

فضا پر از رموز است.

۴Sprichwörter sind voll Weisheit.

ضرب المثل ها پر از حکمت هستند.

۵Wiederholung ist die Mutter der vollen Fertigkeit.

تکرار مادر تمام مهارت هاست.

۶der Wunsch war voll da

آرزو در کمال قوت بود

تأییدنشده

۷Ich habe die Nase voll

کلافه ام شده

تأییدنشده

۸er hat die Hose voll

از ترس تو شلوارش ریده

تأییدنشده

۹meine volle Konzentration

حواس خود را شش دانگ معطوف این موضوع کردم

تأییدنشده

۱۰mit vollem Erfolg kam er zurück

با دست پر برگشت

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: human600 (de #351276), cojiluc (fa #8162740), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #693850), cojiluc (fa #8167567), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #719763), cojiluc (fa #8162752), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #852487), AsliAbbasi (fa #852491), Tatoeba
  5. ۵: kutschektar (de #8108940), behi (fa #688931), Tatoeba
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها