فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خیانت کردن

xiyânat kardan[xi.jɒː.nǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]

verraten
حال (سوم‌شخص مفرد):
verrät
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
verriet
اسم مفعول:
verraten
فعل کمکی:
haben
فعل

مثال با verraten

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Du hast uns verraten.

تو به ما خیانت کردی.

فعل

  • خیانت کردنxiyânat kardanخیانَت کَردَن[xi.jɒː.nǽt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn](to deliver into the hands of an enemy)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سوتی دادنsuti dâdan(to unintentionally reveal a secret, or expose someone)محاوره‌ایتأییدنشده
  • لو دادنlow dâdanلو دادَن[lów d̪ɒː.d̪æn](to disclose or discover)تأییدنشده
  • خستو شدن(to admit to the truth)تأییدنشده

دستور زبانِ verraten

فعل

تلفظ
[fɛɐ̯ˈʁaːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verratenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • verratenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrateneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verratenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrateneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verratenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verratenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verratenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verratenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verratenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verratenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verratenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verratenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrateneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verratenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verrateneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verrateneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrateneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrateneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verratenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verratenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verratenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verratenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verratenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verratenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrateneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verrateneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verratenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verratenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verrateneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verratenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verratenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verratenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verratenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verratenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verratenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verratenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verratenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verrateneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verratenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verratenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verratenمعلوم، مصدر، حال
  • verratendمعلوم، participle، حال
  • verratenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • verratمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verrateمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verratetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verrateمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • verrateمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verrätstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • verratestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • verrätمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • verrateمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verratenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • verratenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • verratetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • verratetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • verratenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • verratenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • verrietمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • verrieteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verrietestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verrietstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • verrietestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • verrietمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • verrieteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • verrietenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • verrietenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • verrietetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • verrietetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • verrietenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • verrietenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Die haben mich verraten.

آنها به من خیانت کردند.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۳Du hast mich verraten.

تو به من خیانت کردی.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #2469478), cojiluc (fa #7644435), Tatoeba
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #12244014), kuarash (fa #3839840), Tatoeba
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #1907288), kuarash (fa #3839842), Tatoeba
منابع و مجوزها