فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ممنوع

mamnu'[mæm.núːʔ]

verboten
صفت

مثال با verboten

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Wenden verboten!

دور زدن ممنوع!

صفت

  • ممنوعmamnu'مَمنوع[mæm.núːʔ](not allowed)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ممنوعه(not allowed)تأییدنشده
  • ناهیتأییدنشده
  • ممنوع شدهتأییدنشده
  • منع شدهتأییدنشده

تعیین‌کننده

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ممنوع است(used to show an activity is forbidden)تأییدنشده

دستور زبانِ verboten

صفت

تلفظ
[fɛɐ̯ˈboːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • verbotenصفت مطلق
  • verbotenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verboteneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verboteneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotnerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verboteneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verbotnesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verboteneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verbotneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verboteneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verboteneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verboteneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verboteneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verboteneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verbotenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotnenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verbotenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verboteneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verbotnenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verbotenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbotnenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbotnenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbotenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verboteneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotnesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verbotenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verbotnenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Eine Diktatur ist ein Staat, in dem man all das tun muss, was nicht verboten ist.

یک دیکتاتوری حکومتی است که در آن انجام همهٔ چیزهایی که ممنوع نیست اجباری است.

۳Eintritt verboten!

ورود ممنوع!

۴Rauchen ist in diesem Gebiet verboten.

سیگار کشیدن در این محدوده غدغن است.

۵Eintritt verboten!

برو بیرون!

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۶Je verbotener etwas ist, desto beliebter wird es.

هر چه چیزها بیشتر ممنوع می‌شوند، بیشتر محبوب می‌شوند.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۷Parken verboten!

پارک کردن ممنوع!

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۸was nicht verboten ist, ist erlaubt

آنچه نهی نشده است جایز است

تأییدنشده

۹Das Betreten ist strengstens verboten

ورود اکیدا ممنوع است

تأییدنشده

۱۰Es ist jetzt verboten zu jagen.

الآن شکار ممنوع است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۱۱Abbiegen nach links verboten

گردش به چپ ممنوع است

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Unicode CLDR, Unicode-3.0

    Unicode CLDR 48, Copyright Unicode, Inc.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #1065222), cojiluc (fa #7431524), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #2765045), cojiluc (fa #12154568), Tatoeba
  3. ۳: Espi (de #842034), siamaksade (fa #1778183), Tatoeba
  4. ۴: Wolf (de #362217), mkia (fa #1976156), Tatoeba
  5. ۵: Espi (de #842034), mahdiye (fa #588492), Tatoeba
  6. ۶: Sudajaengi (de #942085), cojiluc (fa #12178862), Tatoeba
  7. ۷: freddy1 (de #2161875), manelie (fa #12925782), Tatoeba
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #2369649), cojiluc (fa #8362820), Tatoeba
  11. ۱۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها