برخورد کردن
تأییدنشده
- حال (سومشخص مفرد):
- umgeht, geht um
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- umging, ging um
- اسم مفعول:
- umgangen, umgegangen
- فعل کمکی:
- haben, sein
مثال با umgehen
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.
۱mit jem. freundlich umgehen
به کسی با روی خوش برخورد کردن
تأییدنشده
فعل
- برخورد کردنبَرخورد کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- رفتار کردنraftâr kardanرَفتار کَردَن[ɹæf.t̪ʰɒ́ːɹ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ umgehen
فعل
- تلفظ
- [ʊmˈɡeːən], [ˈʊmɡeːən], [ˈʊmɡeːn]
همهٔ صورتها
- umgangenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- umgehenمعلوم، مصدر، جدانشدنی، حال
- umgehendمعلوم، جدانشدنی، participle، حال
- umgangenجدانشدنی، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- umgehمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- umgeheمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- umgehtمعلوم، وجه امری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- umgeheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد
- umgeheمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umgehstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد
- umgehestمعلوم، جدانشدنی، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umgehtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، حال، مفرد، سومشخص
- umgeheمعلوم، جدانشدنی، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umgehenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال
- umgehenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- umgehtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص
- umgehetمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- umgehenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، جمع، حال، سومشخص
- umgehenمعلوم، جدانشدنی، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umgingمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد
- umgingeمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umgingstمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- umgingestمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umgingمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- umgingeمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umgingenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع
- umgingenمعلوم، اولشخص، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- umgingtمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- umgingetمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- umgingenمعلوم، وجه اخباری، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- umgingenمعلوم، جدانشدنی، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umgehenمعلوم، مصدر، حال، جداشدنی
- umzugehenمعلوم، extended، مصدر، جداشدنی
- umgehendمعلوم، participle، حال، جداشدنی
- umgegangenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی، جداشدنی
- geh umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- gehe umمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- geht umمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- gehe umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد
- gehe umمعلوم، اولشخص، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umgeheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- umgeheمعلوم، اولشخص، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gehst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- gehest umمعلوم، main clause، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- umgehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- umgehestمعلوم، حال، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- geht umمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- gehe umمعلوم، main clause، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umgehtمعلوم، وجه اخباری، حال، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umgeheمعلوم، حال، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- gehen umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی
- gehen umمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- umgehenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause
- umgehenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- geht umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی
- gehet umمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول
- umgehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- umgehetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- gehen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، جداشدنی، سومشخص
- gehen umمعلوم، main clause، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- umgehenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- umgehenمعلوم، جمع، حال، جداشدنی، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- ging umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد
- ginge umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umgingمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- umgingeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gingst umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد
- gingest umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- umgingstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، subordinate clause
- umgingestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- ging umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، سومشخص
- ginge umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umgingمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- umgingeمعلوم، گذشتهٔ ساده، جداشدنی، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- gingen umمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی
- gingen umمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- umgingenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause
- umgingenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gingt umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی
- ginget umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم
- umgingtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، subordinate clause
- umgingetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- gingen umمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، سومشخص
- gingen umمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- umgingenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، subordinate clause، سومشخص
- umgingenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، جداشدنی، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- umgegangenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.
۲mit jem. herzlich umgehen
با کسی خون گرم بودن
تأییدنشده
۳ich ging, um x zu necken
رفتم تو کوک کسی
تأییدنشده
منابع و ارجاعها
- Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)
- wordfreq, CC-BY-SA-4.0
wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.
- farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
- ۱: farhang von ckh
- ۲: farhang von ckh
- ۳: farhang von ckh