فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

با هدف

تأییدنشده

um... zu
حرف ربط

مثال با um... zu

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Wir sind geboren, um zu sterben.

ما زاده شدیم تا بمیریم.

حرف ربط

  • با هدفتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به منظورتأییدنشده

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Tom sagte, dass er zu beschäftigt sei, um zu essen.

تام گفت اینقدر سرش شلوغه که نمیتونه غذا بخوره.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۳um zu sehen, wieviele wir schlagen

تا ببینیم چند مرده حلاجیم

تأییدنشده

۴um zu zeigen, was er hat

برای این که خودی نشان بدهد

تأییدنشده

۵Ich brauche mehr Beispiele, um zu verstehen, wie dieses Wort verwendet wird.

من به مثالهای بیشتری احتیاج دارم تا بدانم این کلمه چگونه استفاده می‌شود.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۶Ich bin zu beschäftigt, um zu gehen.

آن قدر سرم شلوغ است که نمی توانم بروم.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۷um zu sehen, was auf uns zukommt

تا ببیند چه بر سر ما می آید

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  1. ۱: Jens_Odo (de #3766560), cojiluc (fa #7744044), Tatoeba
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #1924941), AsliAbbasi (fa #2769485), Tatoeba
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #1771650), cojiluc (fa #7496024), Tatoeba
  6. ۶: Espi (de #433308), mahdiye (fa #538582), Tatoeba
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها