فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لگد زدن

تأییدنشده

treten
حال (سوم‌شخص مفرد):
tritt
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
trat
اسم مفعول:
getreten
فعل کمکی:
haben, sein
فعل

مثال با treten

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Er trat in die Infanterie ein.

او به پیاده نظام ملحق شد.

فعل

  • لگد زدنلَگَد زَدَن(strike with or raise the foot or leg)تأییدنشده

دستور زبانِ treten

فعل

تلفظ
[ˈtʁeːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • getretenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • tretenمعلوم، مصدر، حال
  • tretendمعلوم، participle، حال
  • getretenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • trittمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tretetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • treteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • treteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • trittstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • tretestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • trittمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • treteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • tretenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • tretenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • tretetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • tretetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • tretenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • tretenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • tratمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • träteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tratestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • tratstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • trätestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • tratمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • träteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • tratenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • trätenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • tratetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • trätetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • tratenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • trätenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲ich bin in einen Nagel getreten

در میخ پا گذاشتم

تأییدنشده

۳Er tritt mich!

او انگولکم می کند.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۴als er wieder in Erscheinung trat

وقتی سر و کله اش پیدا شد

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #2327274), cojiluc (fa #12146573), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: MUIRIEL (de #127), kuarash (fa #3840075), Tatoeba
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها