فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مرده

morde[moɹ.d̪é]

tot
صفت تفضیلی:
toter
صفت عالی:
am totesten
صفت

مثال با tot

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Wer keine Zeit hat, ist tot.

کسی که اصلا وقت ندارد مرده است.

صفت

  • مردهmordeمُرده[moɹ.d̪é](no longer alive)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • میتمَیِتتأییدنشده
  • بی جانتأییدنشده

دستور زبانِ tot

صفت

تلفظ
[toːt]
همهٔ صورت‌ها
  • totصفت مطلق
  • toterصفت تفضیلی
  • am totestenصفت عالی
  • toterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • toteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • toteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • totenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • toterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • toterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • totemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • toterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • totenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • toteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • totesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • toteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • toteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • toteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • toteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • totenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • totenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • totenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • toteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • toteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • totenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • toterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • toteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • totesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • totenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • totenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • totenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • totenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • totenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • totenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • totenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • totenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • totenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • totenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • toteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • totesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • totenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • totererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • totereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • toteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • totereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • toterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • totererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • toterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • totererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • toteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • totererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • toteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • toterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • toterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • totereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • toteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • totereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • totereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • totereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • totereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • toterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • toterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • toterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • toterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • toterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • toterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • toterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • toterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • toterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • toterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • totereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • totereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • toterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • totererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • totereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • toteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • toterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • toterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • toterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • toterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • toterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • toterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • toterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • toterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • toterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • toterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • totereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • toteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • toterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • totesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • totesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • totestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • totesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • totestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • totesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • totestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • totesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • totestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • totesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • totestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • totestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • totestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • totesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • totestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • totesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • totesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • totesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • totesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • totestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • totestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • totestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • totestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • totestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • totestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • totestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • totestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • totestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • totestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • totestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • totesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • totestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • totestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Du bist beinahe tot.

تو تقریبا مردی.

۳Besser ist ein lebender Hund als ein toter Löwe.

یک سگ زنده بهتر از یک شیر مرده است.

۴Der Hund ist tot.

این سگ مرده است.

۵Wir schlagen Zeit tot; Zeit begräbt uns.

ما زمان را می‌کشیم. زمان ما را دفن می‌کند.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۶Wenn du einen Bär treffen solltest, tu so, als seist du tot.

اگر باید خرس را ملاقات کنید، وانمود کنید مرده‌اید.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۷Am nächsten Tag wurde er tot im Schlafzimmer gefunden.

روز بعد، او را مرده در اتاق خواب پیدا کردند.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۸Ein lebender Hund ist besser als ein toter Löwe.

یک سگ زنده بهتر از یک شیر مرده است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۹sie schlagen die Zeit tot

آنها وقت کشی می کنند

تأییدنشده

۱۰Wenn du einen Bären treffen solltest, tue so, als seiest du tot.

اگر باید خرس را ملاقات کنید، وانمود کنید مرده‌اید.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۱۱Tot?

مرده؟

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #6920824), cojiluc (fa #12731235), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #4824099), cojiluc (fa #6924635), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #5568368), AsliAbbasi (fa #1601763), Tatoeba
  4. ۴: Manfredo (de #782204), marji (fa #511212), Tatoeba
  5. ۵: Zurich899 (de #5307685), cojiluc (fa #13970729), Tatoeba
  6. ۶: pne (de #1816704), cojiluc (fa #7545487), Tatoeba
  7. ۷: Esperantostern (de #3059577), AsliAbbasi (fa #1519595), Tatoeba
  8. ۸: xtofu80 (de #439709), AsliAbbasi (fa #1601763), Tatoeba
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: pne (de #1816705), cojiluc (fa #7545487), Tatoeba
  11. ۱۱: MUIRIEL (de #987717), sinakd (fa #11113711), Tatoeba
منابع و مجوزها