فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آرام

ârâm[ʔɒː.ɹɒ́ːm]

still
صفت تفضیلی:
stiller
صفت عالی:
am stillsten
صفت

مثال با still

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Du warst sehr still.

تو بسیار ساکت بودی.

صفت

  • آرامârâm[ʔɒː.ɹɒ́ːm](having little motion)(keeping at rest; inactive; calm; undisturbed)(free from sound or noise; absolutely still; perfectly quiet)(not moving, calm)(not talking)
  • بیصداbi-sedâبی صِدا[biː.se.d̪ɒː](silent, not making a sound)(free from sound or noise; absolutely still; perfectly quiet)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خاموشxâmuš[xɒː.múːʃ](free from sound or noise; absolutely still; perfectly quiet)(with little sound)تأییدنشده
  • ساکتsâketساکِت[sɒː.kʰʲet̪ʰ]تأییدنشده
  • کم صدا(with little sound)تأییدنشده
  • کم گوی(not talking)تأییدنشده

دستور زبانِ still

صفت

تلفظ
[ʃtɪl]
همهٔ صورت‌ها
  • stillصفت مطلق
  • stillerصفت تفضیلی
  • am stillstenصفت عالی
  • stillerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • stilleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • stillesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • stilleحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • stillenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • stillerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • stillenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • stillerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • stillemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • stillerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • stillemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • stillenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • stillenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • stilleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • stillesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • stilleحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • stilleمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • stilleمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • stilleخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • stillenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • stillenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • stillenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • stillenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • stillenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • stillenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • stillenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • stillenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • stillenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • stillenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • stilleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • stilleحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • stillenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • stillerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • stilleمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • stillesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • stillenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • stillenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • stillenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • stillenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • stillenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • stillenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • stillenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • stillenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • stillenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • stillenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • stilleحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • stillesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • stillenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • stillererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • stillereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • stilleresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • stillereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • stillererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • stillererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • stilleremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • stillererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • stilleremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • stillerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • stillereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • stilleresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • stillereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • stillereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • stillereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • stillereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • stillerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • stillerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • stillereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • stillereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • stillerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • stillererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • stillereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • stilleresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • stillerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • stillerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • stillerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • stillerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • stillereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • stilleresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • stillerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • stillsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • stillsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • stillstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • stillsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • stillstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • stillsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • stillstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • stillsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • stillstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • stillsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • stillstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • stillstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • stillstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • stillsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • stillstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • stillsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • stillsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • stillsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • stillsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • stillstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • stillstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • stillstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • stillstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • stillstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • stillstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • stillstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • stillstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • stillstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • stillstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • stillstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • stillsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • stillstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • stillstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Ein stiller Hund beißt als erster.

سگ ساکت اول گاز می‌گیرد.

۳Plötzlich wurde alles still.

ناگهان همه چیز ساکت شد.

۴Die größten Ereignisse - das sind nicht unsre lautesten, sondern unsre stillsten Stunden.

بزرگترین رویدادها پر سر و صدا ترین ساعتهای ما نیستند، بلکه ساکت‌ترین ساعت‌های ما هستند.

۵Der Klang der Meereswellen in stiller Nacht gleicht einem Wiegenlied.

آوای امواج دریا در سکوت شب همانند یک لالایی است.

۶stille Wasser sind tief

آب زیر کاه است

تأییدنشده

۷je stiller, desto besser

هرچه بی سر و صداتر بهتر

تأییدنشده

۸Halten Sie bitte kurz still!

لطفا چند دقیقه آرام بمانید.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۹Stiller!

آرام‌تر!

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۱۰Ich bat Tom, still zu sein.

من از تام خواستم ساکت بماند.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۱۱Halte bitte kurz still!

لطفا چند دقیقه آرام بمانید.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #6877552), cojiluc (fa #6957819), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #2116179), cojiluc (fa #8307329), Tatoeba
  3. ۳: GaryGaryGary (de #9749113), cojiluc (fa #9859939), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #2327677), cojiluc (fa #7739445), Tatoeba
  5. ۵: al_ex_an_der (de #4834543), cojiluc (fa #13124641), Tatoeba
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: Pfirsichbaeumchen (de #2658832), AsliAbbasi (fa #1674332), Tatoeba
  9. ۹: Augustus (de #12313876), sinakd (fa #11113707), Tatoeba
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #2291966), AsliAbbasi (fa #2758030), Tatoeba
  11. ۱۱: Pfirsichbaeumchen (de #2658829), AsliAbbasi (fa #1674332), Tatoeba
منابع و مجوزها