بیپایان
تأییدنشده
نمونه با ständig
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.
صفت
- بیپایان(lasting for an indefinitely long time)تأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- همیشگیهَمیشِگی(lasting for an indefinitely long time)تأییدنشده
قید
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- همیشهhamišeهَمیشه[hæ.miː.ʃé]تأییدنشده
دستور زبان ständig
صفت
- خوانش
- [ˈʃtɛndɪç], [ˈʃtɛndɪk]
همهٔ ریختها
- ständigصفت ساده
- ständigerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- ständigeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- ständigesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- ständigeحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
- ständigenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- ständigerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- ständigenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- ständigerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
- ständigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- ständigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- ständigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- ständigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
- ständigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- ständigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- ständigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
- ständigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
- ständigeمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- ständigeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- ständigeخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- ständigenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
- ständigenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- ständigenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- ständigenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- ständigenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
- ständigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- ständigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- ständigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- ständigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
- ständigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- ständigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- ständigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
- ständigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
- ständigerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
- ständigeمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
- ständigesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
- ständigenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
- ständigenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
- ständigenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
- ständigenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
- ständigenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
- ständigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
- ständigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
- ständigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
- ständigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
- ständigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
- ständigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
- ständigesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
- ständigenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
نمونهها
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.
۲Daß du ständig müde bist, liegt daran, daß du zuviel arbeitest.
به این دلیل که تو بسیار کار می کنی، همیشه خواب آلود هستی.
تأییدنشده
از راه زبان سوم
۳Daß ihr ständig müde seid, liegt daran, daß ihr zuviel arbeitet.
به این دلیل که تو بسیار کار می کنی، همیشه خواب آلود هستی.
تأییدنشده
از راه زبان سوم
۴Er verliert ständig seinen Regenschirm.
او همیشه چترش را گم می کند.
تأییدنشده
از راه زبان سوم
۵diese ständigen schönfärberische Worte
این حرفهای خر رنگ کن همیشگی
تأییدنشده
۶Sie stritt sich ständig mit ihren Eltern.
او همیشه با پدر و مادرش دعوا میکرد.
تأییدنشده
از راه زبان سوم
۷ständig werden sie verwechselt
هی با هم اشتباه می شوند
تأییدنشده
۸diese Sache erfordert ständiges Hinterhersein
این برنامه پیگیری مصرانه را میخواهد
تأییدنشده
۹langfristige, ständige Arbeit
۱۰Die Kriminalität steigt ständig.
جرم به طور پیوسته در حال افزایش است.
تأییدنشده
از راه زبان سوم
۱۱dieses Projekt erfordert ein ständiges Nachgehen
این پروژه پیگیری مصرانه را می خواهد
تأییدنشده
منبعها و یادکردها
- Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- wordfreq, CC-BY-SA-4.0
wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.
- Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)
- farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
- Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)
- Tatoeba, CC-BY-2.0-FR
Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.
- ۱: Pfirsichbaeumchen (de #6316087), cojiluc (fa #6834211), Tatoeba
- ۲: Waldelfe (de #13719365), mahdiye (fa #666602), Tatoeba
- ۳: Waldelfe (de #13719369), mahdiye (fa #666602), Tatoeba
- ۴: MUIRIEL (de #398641), mahdiye (fa #564011), Tatoeba
- ۵: farhang von ckh
- ۶: al_ex_an_der (de #1030383), mostafaakhlaghi (fa #2178406), Tatoeba
- ۷: farhang von ckh
- ۸: farhang von ckh
- ۹: farhang von ckh
- ۱۰: raggione (de #5060314), manelie (fa #12200892), Tatoeba
- ۱۱: farhang von ckh
منبعها و پروانهها