چنین
čonin[t͡ʃʰo.níːn]
so
۱Wieso ist mein Leben so öde?
چگونه است که زندگیم چنین ملال آور است؟
قید
- چنین
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- ایدون
- پس
- کذا
تعیینکننده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- چه
گونهٔ دستوری ناشناخته
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- که اینطور
دستور زبان so
قید
- خوانش
- [zoː]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Du bist so ein Lügenbold!
چه دروغگویی هستی!
۳Wenn du mich nicht so gekannt hast, dann hast du mich einfach gar nicht gekannt.
اگر تو من را آنقدر نمی شناختی پس من را اصلا نمی شناختی.
۴Ich habe auch so eine ähnliche Geschichte gehört.
من هم چنین داستانی شنیدهام.
۵so viel er auch redete, es zeigte keine Wirkung bei mir
هر چه صحبت می کرد به خرجم نمی رفت