چنین
čonin[t͡ʃʰo.níːn]
so
۱Wieso ist mein Leben so öde?
چگونه است که زندگیم چنین ملال آور است؟
قید
- چنین
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- ایدون
- پس
- کذا
تعیینکننده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- چه
گونهٔ دستوری ناشناخته
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- که اینطور
دستور زبان so
قید
- خوانش
- [zoː]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲so viel er auch redete, er liess sich nicht erweichen
او هر چه صحبت میکرد یخش نمی گرفت
۳Du bist so ein Lügner!
چه دروغگویی هستی!
۴Warum hast du so etwas gesagt?
برای چه چنین چیزی گفتی؟
۵Ich bin so eine Behandlung nicht gewohnt.
من به چنین رفتارهایی عادت نکرده ام.
۶Wer würde so etwas verbieten?
چه کسی چنین چیزی را ممنوع می کند؟
۷das war immer schon so
از قدیم و ندیم هم چنین بود
۸Wie ist dir denn so eine gute Ausrede eingefallen?
چگونه چنین بهانهٔ خوبی پیدا کردی؟
۹es tut uns leid, dass es nicht so ist
دریغ که چنین نیست
۱۰so wie er es tat, so mach es auch
چنانکه او کرد تو نیز چنین کن
۱۱so viel er auch redete, es prallte an mir ab
هر چه صحبت می کرد به خرجم نمی رفت