فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سخت

saxt[sæxt̪ʰ]

schwierig
صفت تفضیلی:
schwieriger
صفت عالی:
am schwierigsten
صفت

مثال با schwierig

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Dieses Problem zu lösen ist schwierig.

حل این مشکل سخت است.

صفت

  • سختsaxt[sæxt̪ʰ](hard, not easy)(requiring a lot of effort to do or understand)
  • دشوارdošvâr[d̪oʃ.vɒ́ːɹ](hard, not easy)(requiring a lot of effort to do or understand)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صعبsa'bصَعَب[sæʔb̥](hard, not easy)(requiring a lot of effort to do or understand)تأییدنشده
  • مشکلmoškelمُشکِل[moʃ.kʰʲél̥](hard, not easy)(requiring a lot of effort to do or understand)تأییدنشده

دستور زبانِ schwierig

صفت

تلفظ
[ˈʃviːʁɪç], [ˈʃviːʁɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • schwierigصفت مطلق
  • schwierigerصفت تفضیلی
  • am schwierigstenصفت عالی
  • schwierigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwierigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwierigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwierigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schwierigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwierigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwierigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwierigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schwierigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwierigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwierigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwierigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schwierigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwierigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwierigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schwierigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schwierigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schwierigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schwierigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schwierigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schwierigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schwierigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schwierigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schwierigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • schwierigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schwierigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schwierigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schwierigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schwierigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schwierigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schwierigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schwierigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schwierigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schwierigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schwierigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schwierigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schwierigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • schwierigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • schwierigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • schwierigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • schwierigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • schwierigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • schwierigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • schwierigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • schwierigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • schwierigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • schwierigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • schwierigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • schwierigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • schwierigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • schwierigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • schwierigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • schwierigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • schwierigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • schwierigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • schwierigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • schwierigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • schwierigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • schwierigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • schwierigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • schwierigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • schwierigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • schwierigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schwierigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schwierigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • schwierigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • schwierigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • schwierigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • schwierigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schwierigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schwierigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • schwierigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • schwierigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schwierigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schwierigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • schwierigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • schwierigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schwierigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schwierigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • schwierigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Kluge Leute können sich dumm stellen. Das Gegenteil ist schwieriger.

آدمهای باهوش می‌توانند وانمود کنند خنگ هستند. عکس آن سخت‌تر است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #662357), cojiluc (fa #10780560), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #2947368), cojiluc (fa #10697863), Tatoeba
منابع و مجوزها