فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بد

bad[bæd̪̥]

schlimm
صفت تفضیلی:
schlimmer
صفت عالی:
am schlimmsten
صفت

مثال با schlimm

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Schlechte Gesetze sind die schlimmste Form der Tyrannei.

قوانین بد بدترین شکل استبداد هستند.

صفت

  • بدbadبَد[bæd̪̥](unfavorable; negative)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ناجورتأییدنشده

دستور زبانِ schlimm

صفت

تلفظ
[ʃlɪm]
همهٔ صورت‌ها
  • schlimmصفت مطلق
  • schlimmerصفت تفضیلی
  • am schlimmstenصفت عالی
  • schlimmerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlimmeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlimmesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlimmeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schlimmenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlimmerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlimmenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlimmerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schlimmemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlimmerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlimmemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlimmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schlimmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlimmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlimmesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • schlimmeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • schlimmeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schlimmenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schlimmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schlimmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • schlimmerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schlimmeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schlimmesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • schlimmenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • schlimmenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlimmenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlimmenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schlimmenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schlimmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlimmenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlimmenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schlimmenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schlimmenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlimmeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • schlimmesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • schlimmenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • schlimmererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • schlimmereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • schlimmeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • schlimmereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • schlimmererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • schlimmererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • schlimmeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • schlimmererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • schlimmeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • schlimmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • schlimmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • schlimmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • schlimmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • schlimmereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • schlimmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • schlimmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • schlimmererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • schlimmereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • schlimmeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • schlimmerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • schlimmerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • schlimmerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • schlimmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • schlimmereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • schlimmeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • schlimmerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • schlimmsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • schlimmsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • schlimmsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • schlimmsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • schlimmstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • schlimmstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • schlimmstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schlimmstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schlimmstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • schlimmstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • schlimmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schlimmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schlimmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • schlimmstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • schlimmstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schlimmsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • schlimmstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • schlimmstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Der schlimmste Weg, den man wählen kann, ist der, keinen zu wählen.

بدترین راهی که آدم می‌تواند انتخاب کند، انتخاب نکردن است.

۳Der schlimmste Fehler in diesem Leben ist, ständig zu befürchten, dass man einen macht.

بدترین اشتباه در زندگی، ترسیدن دائم از مرتکب شدن به آن است.

۴Der imaginäre Feind ist der schlimmste.

دشمن خیالی بدترین است.

۱Schlechte Gesetze sind die schlimmste Form der Tyrannei.

قوانین بد بدترین شکل استبداد هستند.

۵Armut ist schlimmer als Krankheit.

فقر بدتر از بیماری است.

۶Es ist schlimmer wenn ich stehe

وقتی بلند میشم بدتر درد میگیره

۷Es ist schlimmer wenn ich mich hinlege

وقتی دراز میکشم دردش بدتر میشه

۸jem. in eine schlimme Lage bringen

کسی را به خاک سیاه نشاندن

تأییدنشده

۹das macht die Sache nur noch schlimmer

قوز بالای قوز کردن

تأییدنشده

۱۰Ich bezweifle, dass unser neuer Chef schlimmer sein wird als unser alter.

شک دارم رییس جدیدمون از قبلیه بدتر باشه.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  1. ۱: Esperantostern (de #844241), cojiluc (fa #8142025), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #1705176), cojiluc (fa #8247068), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #1307157), cojiluc (fa #7830202), Tatoeba
  4. ۴: GaryGaryGary (de #9814764), cojiluc (fa #9859993), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #5109745), cojiluc (fa #6973012), Tatoeba
  6. ۶: Refugee Phrasebook (Refugee Phrasebook)
  7. ۷: Refugee Phrasebook (Refugee Phrasebook)
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #2298876), yashar (fa #1558776), Tatoeba
منابع و مجوزها