واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

شیرین

širin[ʃiː.ɹíːn]

süß
صفت برتر:
süßer
صفت برترین:
am süßesten
صفت

نمونه با süß

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Verbotenes Obst ist süß.

میوهٔ ممنوعه شیرین است.

صفت

  • شیرینširin[ʃiː.ɹíːn](having a taste of sugar)(having a pleasant taste)(sweet)
  • ملوسmalusمَلوس(having features mainly attributed to infants and small or cuddly animals)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • نازnâz[nɒːz](having features mainly attributed to infants and small or cuddly animals)تأییدنشده

دستور زبان süß

صفت

خوانش
[zyːs]
همهٔ ریخت‌ها
  • süßصفت ساده
  • süßerصفت برتر
  • am süßestenصفت برترین
  • süßerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • süßeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • süßesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • süßeحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • süßenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • süßerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • süßenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • süßerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • süßemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • süßerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • süßemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • süßenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • süßenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • süßeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • süßesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • süßeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • süßeمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • süßeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • süßeخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • süßenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • süßenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • süßenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • süßenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • süßenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • süßenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • süßenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • süßenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • süßenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • süßenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • süßeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • süßeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • süßenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • süßerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • süßeمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • süßesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • süßenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • süßenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • süßenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • süßenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • süßenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • süßenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • süßenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • süßenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • süßenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • süßenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • süßeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • süßesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • süßenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • süßererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • süßereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • süßeresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • süßereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • süßerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • süßererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • süßerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • süßererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • süßeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • süßererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • süßeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • süßerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • süßerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • süßereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • süßeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • süßereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • süßereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • süßereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • süßereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • süßerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • süßerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • süßerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • süßerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • süßerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • süßerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • süßerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • süßerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • süßerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • süßerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • süßereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • süßereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • süßerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • süßererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • süßereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • süßeresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • süßerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • süßerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • süßerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • süßerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • süßerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • süßerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • süßerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • süßerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • süßerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • süßerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • süßereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • süßeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • süßerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • süßesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • süßesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • süßestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • süßesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • süßestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • süßesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • süßestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • süßesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • süßestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • süßesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • süßestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • süßestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • süßestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • süßesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • süßestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • süßesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • süßesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßestenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßestenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • süßesterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • süßesteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • süßestesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • süßestenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • süßestenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • süßestenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • süßestenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • süßestenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • süßestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • süßestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • süßestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • süßestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • süßestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • süßesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • süßestesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • süßestenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Süße Zunge, aber hartes Herz.

چرب زبان، اما سنگدل.

۳Ryoko hat ein süßes kleines Gesicht.

ریوکو چهره کوجک شیرینی دارد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۴Süße Träume!

خواب های خوش ببینی!

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۵Träum süß!

خواب های خوش ببینی!

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۶Auch ohne Make-up ist sie total süß.

حتی بدون آرایش او بسیار بانمک است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۷Tom aß zum ersten Mal eine süße Limette.

تام برای اولین بار یک لیمو شیرین خورد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۸Die Kirschen in Nachbars Garten schmecken immer süßer.

مرغ همسایه غاز است.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #3522139), cojiluc (fa #12238022), Tatoeba
  2. ۲: Espi (de #1225437), cojiluc (fa #6900940), Tatoeba
  3. ۳: Wolf (de #361539), pliiganto (fa #655722), Tatoeba
  4. ۴: raggione (de #3872955), mahdiye (fa #4746269), Tatoeba
  5. ۵: Dejo (de #554111), mahdiye (fa #4746269), Tatoeba
  6. ۶: Vortarulo (de #13764255), mahdiye (fa #916317), Tatoeba
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #5797728), cojiluc (fa #13098090), Tatoeba
  8. ۸: samueldora (de #1176481), EsperantoFarsi_Robot (fa #741104), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها