واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

مسافرت کردن

reisen
حال (سوم‌شخص مفرد):
reist, reiset (کهن)
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
reiste, ries, reisete (کهن)
اسم مفعول:
gereist, geriesen
فعل کمکی:
sein
فعل

نمونه با reisen

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Reisen bildet junge Menschen.

سفر آدمهای جوان را می‌سازد.

فعل

  • مسافرت کردنمُسافِرَت کَردَن(be on a journey)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • سفرسَفَرتأییدنشده
  • سفر کردنsafar kardan[sæ.fǽɹ kʰʲæɹ.d̪ǽn](be on a journey)تأییدنشده

دستور زبان reisen

فعل

خوانش
[ˈʁaɪ̯zn̩]
همهٔ ریخت‌ها
  • gereistparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • reisenمعلوم، مصدر، حال
  • reisendمعلوم، participle، حال
  • gereistparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • reisمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reiseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reistمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • reisetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • reiseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • reiseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی یکم
  • reistمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • reisestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی یکم
  • reistمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • reisetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • reiseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی یکم، سوم‌شخص
  • reisenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • reisenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی یکم
  • reistمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • reisetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • reisetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی یکم
  • reisenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • reisenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی یکم، سوم‌شخص
  • reisteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • reiseteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • reisteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی دوم
  • reiseteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی دوم
  • reistestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • reisetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • reistestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی دوم
  • reisetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی دوم
  • reisteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • reiseteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • reisteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی دوم، سوم‌شخص
  • reiseteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی دوم، سوم‌شخص
  • reistenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • reisetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • reistenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی دوم
  • reisetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی دوم
  • reistetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • reisetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • reistetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی دوم
  • reisetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی دوم
  • reistenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • reisetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • reistenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی دوم، سوم‌شخص
  • reisetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی دوم، سوم‌شخص

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Nach meiner Graduierung reiste ich zwei Jahre lang um die Welt.

بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه، دو سال را صرف گشتن دور دنیا کردم.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۳ich habe mich fest entschlossen, zu reisen

من عزم سفر کردم

تأییدنشده

۴Nach meinem Universitätsabschluss reiste ich zwei Jahre lang um die Welt.

بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه، دو سال را صرف گشتن دور دنیا کردم.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۵er reiste an der Spitze eines Komittees

او در رأس یک هیأت سفر کرد

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #5559680), cojiluc (fa #8140392), Tatoeba
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #5805718), cojiluc (fa #10103253), Tatoeba
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #5805717), cojiluc (fa #10103253), Tatoeba
  5. ۵: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها