فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پاک

pâk[pʰɒːkʰʲ]

rein
صفت تفضیلی:
reiner
صفت عالی:
am reinsten
صفت

مثال با rein

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Die Luft ist rein.

هوا پاک است.

صفت

  • پاکpâk[pʰɒːkʰʲ](free of flaws or imperfections)(not dirty)
  • تمیزtamizتَمیز[t̪ʰæ.míːz](not dirty)
  • کاملkâmelکامِل[kʰɒː.mél̥](free from imperfection; complete in itself)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • محضmahzمَحض[mæɦz](free of foreign material or pollutants)تأییدنشده
  • بیگناهbi-gonâh[biː.ɡo.nɒ́ːʰ](pure, free from sin, untainted)تأییدنشده
  • نابnâb(free of flaws or imperfections)تأییدنشده

دستور زبانِ rein

صفت

تلفظ
[ʁaɪ̯n]
همهٔ صورت‌ها
  • reinصفت مطلق
  • reinerصفت تفضیلی
  • am reinstenصفت عالی
  • reinerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reineمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reinesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reineحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • reinenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reinerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reinenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reinerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • reinemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reinerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reinemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reinenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • reinenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reineحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reinesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • reineحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • reineمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reineمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reineخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reinenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • reinenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reinenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reinenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reinenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • reinenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reinenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reinenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reinenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • reinenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reineحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reineحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • reinenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • reinerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • reineمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • reinesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • reinenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • reinenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • reinenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • reinenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • reinenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • reinenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • reinenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • reinenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • reinenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • reinenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • reineحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • reinesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • reinenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • reinererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • reinereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • reineresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • reinereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • reinererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • reinererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • reineremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • reinererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • reineremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • reinerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • reinereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • reineresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • reinereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • reinereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • reinereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • reinereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • reinerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • reinerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • reinereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • reinereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • reinerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • reinererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • reinereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • reineresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • reinerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • reinerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • reinerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • reinerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • reinereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • reineresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • reinerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • reinsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reinsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reinstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reinsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • reinstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reinsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reinstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reinsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • reinstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reinsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reinstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • reinstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reinsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reinstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • reinsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • reinsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • reinsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • reinsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • reinstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • reinstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • reinstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • reinstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • reinstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • reinstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • reinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • reinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • reinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • reinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • reinstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • reinsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • reinstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • reinstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Reine Mathematik ist, in seiner Art, die Poesie logischer Ideen.

ریاضیات محض، در نوع خود، شعری از ایده‌های منطقی است.

۳Ihre Haut ist rein weiß.

پوستش سفید خالص است.

۱Die Luft ist rein.

هوا پاک است.

۴Es gibt kein reineres Wasser als ein fließendes.

هیچ آبی به پاکی آب روان نیست.

۵Eine schöne Seele will eine reine Höhle.

یک روح زیبا یک غار خالص می‌خواهد.

۶Es gibt keine Grenzen mehr zwischen reiner und angewandter Mathematik.

هیچ مرزی بین ریاضیات محض و کاربردی وجود ندارد.

۷Selig sind die, die reinen Herzens sind.

رستگاران آنان هستند که پاکدل هستند.

۸Reine Mathematik ist Religion.

ریاضیات محض دین است.

۹Es war reiner Zufall.

این تصادف محض بود.

۱۰Mein Gewissen ist rein.

وجدان من پاک است.

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Esperantostern (de #1244440), cojiluc (fa #8158322), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #4361083), cojiluc (fa #7743742), Tatoeba
  3. ۳: list (de #5616527), cojiluc (fa #6941988), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #5414326), cojiluc (fa #8133701), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #2207334), cojiluc (fa #7002040), Tatoeba
  6. ۶: MUIRIEL (de #367533), cojiluc (fa #7695098), Tatoeba
  7. ۷: Esperantostern (de #1207986), cojiluc (fa #7330703), Tatoeba
  8. ۸: Pfirsichbaeumchen (de #3859309), cojiluc (fa #7743711), Tatoeba
  9. ۹: Rovo (de #1530320), cojiluc (fa #9774970), Tatoeba
  10. ۱۰: Manfredo (de #975580), Adelpa (fa #13356488), Tatoeba
منابع و مجوزها