ناگهان
nâgahân
مثال با plötzlich
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.
۱Plötzlich verstummte sie.
قید
- ناگهانnâgahânناگِهان(happening quickly and with little or no warning)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- یکبارهیِکبارهتأییدنشده
- ناگهانیتأییدنشده
- یهوyehoتأییدنشده
- یکدفعهyekdaf'eتأییدنشده
صفت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- در آن واحددَر آن واحِدتأییدنشده
- دفعادَفِعاًتأییدنشده
- ضرب العجلضَرب اُلعَجَلتأییدنشده
- یک سرهیِک سَرهتأییدنشده
- یکریزیِکریزتأییدنشده
- بیخبرbi-xabarبی خَبَر[biː.xæ.bǽɹ]تأییدنشده
- از جایی که معلوم نیستتأییدنشده
دستور زبانِ plötzlich
صفت
- تلفظ
- [ˈplœt͡slɪç]
همهٔ صورتها
- plötzlichصفت مطلق
- plötzlicherمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- plötzlicheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- plötzlichesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- plötzlicheحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- plötzlichenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- plötzlicherمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- plötzlichenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- plötzlicherحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- plötzlichemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- plötzlicherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- plötzlichemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- plötzlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- plötzlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- plötzlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- plötzlichesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
- plötzlicheحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
- plötzlicheمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- plötzlicheمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- plötzlicheخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- plötzlichenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- plötzlichenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- plötzlichenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- plötzlichenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- plötzlichenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- plötzlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- plötzlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- plötzlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- plötzlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- plötzlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- plötzlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- plötzlicheحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
- plötzlichenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
- plötzlicherمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- plötzlicheمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- plötzlichesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
- plötzlichenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
- plötzlichenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- plötzlichenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- plötzlichenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- plötzlichenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- plötzlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- plötzlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- plötzlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- plötzlichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
- plötzlichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- plötzlicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
- plötzlichesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
- plötzlichenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
مثالها
روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحهکلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.
۲Plötzlich fing es an zu regnen.
ناگهان باران باریدن گرفت.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
۳Ich dachte an meine Mutter, die plötzlich gestorben war.
به یاد مادرم افتادم که به طور ناگهانی مرد.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
۴Ich verspürte plötzlich die Versuchung, von der Brücke in den Fluss zu springen.
یک دفعه هوس کردم از پل توی رودخانه بپرم.
تأییدنشده
ترجمهٔ غیرمستقیم
منابع و ارجاعها
- Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0
farhang von ckh
- Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)
- wordfreq, CC-BY-SA-4.0
wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.
- Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0
Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)
- Tatoeba, CC-BY-2.0-FR
Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.
- ۱: xtofu80 (de #372324), Pedraam (fa #7955593), Tatoeba
- ۲: MUIRIEL (de #426353), mahdiye (fa #644139), Tatoeba
- ۳: ofuro (de #763926), ghasemkiani (fa #773875), Tatoeba
- ۴: al_ex_an_der (de #2745764), kuarash (fa #3866080), Tatoeba
منابع و مجوزها