فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

باز

bâz[bɒːz]

offen
صفت تفضیلی:
offener
صفت عالی:
am offensten
صفت

مثال با offen

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Brian ließ die Tür offen.

برایان در را باز گذاشت.

صفت

  • بازbâz[bɒːz](not closed)(prepared to conduct business)(nicht geschlossen, zum Beispiel als Zustandsbeschreibung einer Eingangsmöglichkeit)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • روبازتأییدنشده
  • رکrok[ɹokʰʲ](direct, truthful, frank)تأییدنشده

دستور زبانِ offen

صفت

تلفظ
[ˈɔfn̩], [ˈɔfm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • offenصفت مطلق
  • offenerصفت تفضیلی
  • am offenstenصفت عالی
  • offenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • offeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • offenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • offeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • offenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • offenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • offenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • offenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • offenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • offenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • offenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • offenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • offenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • offeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • offenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • offeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • offeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • offeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • offeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • offenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • offenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • offenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • offenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • offenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • offenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • offenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • offenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • offenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • offenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • offeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • offeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • offenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • offenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • offeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • offenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • offenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • offenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • offenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • offenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • offenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • offenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • offenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • offenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • offenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • offenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • offeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • offenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • offenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • offenererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • offenereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • offeneresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • offenereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • offenererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • offenererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • offeneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • offenererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • offeneremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • offenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • offenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • offeneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • offenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • offenereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • offenereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • offenereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • offenerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • offenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • offenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • offenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • offenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • offenererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • offenereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • offeneresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • offenerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • offenerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • offenerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • offenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • offenereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • offeneresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • offenerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • offensterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • offensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • offenstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • offensteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • offenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • offensterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • offenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • offensterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • offenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • offensterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • offenstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • offenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • offenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • offensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • offenstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • offensteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • offensteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offensteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offensteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offenstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offenstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offenstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offenstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offenstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offensteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offenstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • offensterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • offensteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • offenstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • offenstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • offenstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • offenstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • offenstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • offenstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • offenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • offenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • offenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • offenstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • offenstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • offensteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • offenstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • offenstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲ernster, offener Blick

ابرو تو دل برو

تأییدنشده

۳Eine der Türen steht offen.

یکی از درها باز است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۴das Land steht dir offen

تمامی زمین پیش تو است

تأییدنشده

۵vor Verblüffung blieb ihnen der Mund offen

انگشت به دهن ماندن

تأییدنشده

۶Zeilen offen lassen in einer Urkunde

در مدرک سطرهارا خالی گذاشتن

تأییدنشده

۷die Stadt liegt offen vor dir

شهر لخت و برهوت است

تأییدنشده

۸offene Verlegung von Kabeln

سیم کشی در فضای آزاد

تأییدنشده

۹sie halten die Augen offen

پلکهایشان را باز نگه دارند

تأییدنشده

۱۰Es gibt offene Stellen im Hotelgewerbe.

بخش هتل‌داری در حال جذب نیرو است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

۱۱Ist die Bank offen?

آیا بانک باز است؟

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Wolf (de #370515), cojiluc (fa #6837245), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: al_ex_an_der (de #3565480), janTuki (fa #11047742), Tatoeba
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: manese (de #8589212), Amirreza_Farid (fa #11022807), Tatoeba
  11. ۱۱: MUIRIEL (de #572955), Hussein64 (fa #5117872), Tatoeba
منابع و مجوزها