فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ضروری

zaruri[zæ.ɹuː.ɹíː]

notwendig
صفت تفضیلی:
notwendiger
صفت عالی:
am notwendigsten
صفت

مثال با notwendig

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Zur Schule zu gehen ist notwendig.

مدرسه رفتن ضروری است.

صفت

  • ضروریzaruriضَروری[zæ.ɹuː.ɹíː](needed, required)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لازمlâzemلازِم[lɒː.zém](needed, required)تأییدنشده

دستور زبانِ notwendig

صفت

تلفظ
[ˈnoːtvɛndɪç], [ˈnoːtvɛndɪk]
همهٔ صورت‌ها
  • notwendigصفت مطلق
  • notwendigerصفت تفضیلی
  • am notwendigstenصفت عالی
  • notwendigerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • notwendigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • notwendigemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • notwendigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • notwendigeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • notwendigerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • notwendigenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • notwendigenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • notwendigenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • notwendigererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • notwendigererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • notwendigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • notwendigererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • notwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • notwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • notwendigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • notwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • notwendigereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • notwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • notwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • notwendigererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • notwendigereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • notwendigeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • notwendigerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • notwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • notwendigereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • notwendigeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • notwendigerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • notwendigsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • notwendigsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • notwendigsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • notwendigsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • notwendigstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • notwendigsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • notwendigstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۲Es ist notwendig, an irgendetwas zu glauben.

لازم است به چیزی باور داشت.

۳Wandlung ist notwendig wie die Erneuerung der Blätter im Frühling.

دگدرگونی لازم است، مانند نو شدن برگها در بهار.

۴Vielleicht wäre es notwendig, diese Arbeit jetzt zu erledigen.

شاید لازم باشد آن کار را الان انجام بدهی.

۵Es ist absolut notwendig, dass Sie wie gewohnt pünktlich sind.

مطلقا ضروری است که طبق معمول وقت‌شناس باشید.

۱Zur Schule zu gehen ist notwendig.

مدرسه رفتن ضروری است.

۶notwendig, zu beachten

واجب الرعایه

تأییدنشده

۷etwas wird als notwendig erachtet

چیزی اقتضا کردن

تأییدنشده

۸Sofortige Maßnahmen sind notwendig.

سرعت عمل ضروری است.

تأییدنشده

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: GaryGaryGary (de #9817325), Esperantodan (fa #843902), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #2492297), cojiluc (fa #12680262), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #2277331), cojiluc (fa #13121217), Tatoeba
  4. ۴: kutschektar (de #7281294), AsliAbbasi (fa #6901243), Tatoeba
  5. ۵: GaryGaryGary (de #9817330), ghasemkiani (fa #907894), Tatoeba
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: xtofu80 (de #543872), manelie (fa #12493175), Tatoeba
منابع و مجوزها