آدم
۱Man bekommt nichts umsonst.
آدم هیچ چیز را مجانی به دست نمیآورد.
ضمیر
- آدم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ایشان
- کسی
- یکی
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مردم
دستور زبانِ man
ضمیر
- تلفظ
- [man]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Man soll nicht bereuen, was passiert ist.
آدم نباید از آنچه پیش آمده است پشیمان شود.
۳Gute Laune kann man nicht kaufen.
خوش خلقی را نمیتوان خرید.
۴Man verzeiht, solange man liebt.
مادامی که آدم دوست دارد، میبخشاید.
۵Auch wenn Amerika ein entwickeltes Land ist, findet man dort nicht wenige sehr arme Menschen.
گرچه آمریکا کشور توسعه یافته ای است، اما باز هم در آن مردم فقیر وجود دارد.
۶Würde Maria nicht so hastig sprechen, könnte man sie besser verstehen.
اگه ماریا آهسته تر صحبت میکرد، مردم بهتر حرفاشو میفهمیدن.
۷man zeigt mit dem Finger auf sie
درمیان مردم انگشت نما است
۸man bedauert die Menschen
به حال مردم غم و غصه می خورند
۹Zu Hause fühlt man sich am wohlsten.
مردم وقتی در خانه هستند، بیشترین احساس راحتی را میکنند.
۱۰Man sagt, dass er geisteskrank ist.
مردم می گفتند او دیوانه است.