آدم
۱Man bekommt nichts umsonst.
آدم هیچ چیز را مجانی به دست نمیآورد.
ضمیر
- آدم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ایشان
- کسی
- یکی
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مردم
دستور زبانِ man
ضمیر
- تلفظ
- [man]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Man trifft viele Masken und wenige Gesichter.
آدم بیشتر نقابها را ملاقات میکند تا صورتها را.
۳Je mehr man trinkt, desto größer wird der Durst.
هر چه آدم بیشتر آب میخورد، تشنگی بیشتر میشود.
۴Gute Laune kann man nicht kaufen.
حال خوش را نمیتوان خرید.
۵In der Mitte geht man am sichersten.
در وسط آدم مطمئنتر میرود.
۶Man sieht nur das, was man weiß.
آدم فقط آنچه را میداند میبیند.
۷Man gab den Frauen das Stimmrecht.
به زنان حق رأی داده شد.
۸Reden lernt man durch reden.
سخن گفتن از طریق سخن گفتن آموخته میشود.
۹Von schlechtem Wein bekommt man Kopfschmerzen.
از شراب بد آدم سردرد میگیرد.
۱۰Man kennt den Esel an den Ohren.
خر از گوشش شناخته میشود.
۱۱Dumm wird man nicht, dumm bleibt man.
آدم احمق نمیشود، بلکه احمق میماند.