آدم
۱Man bekommt nichts umsonst.
آدم هیچ چیز را مجانی به دست نمیآورد.
ضمیر
- آدم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ایشان
- کسی
- یکی
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مردم
دستور زبانِ man
ضمیر
- تلفظ
- [man]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Wer sich rühmt, dem traut man nicht.
کسی که فخر میفروشد، قابل اعتماد نیست.
۳Im Restaurant soll man nicht laut rülpsen.
در رستوران آدم نباید آروغ بزند.
۴Man ist nie zu alt, um jung zu sein.
آدم برای جوان بودن هرگز زیاد پیر نیست.
۵Versöhnt man sich, so bleibt doch etwas hängen.
حتی وقتی آدم آشتی میکند، هنوز چیزی معلق میماند.
۶Man braucht oft das Unnötigste am meisten.
غالبا آدم بیشتر به بی استفادهترینها نیاز دارد.
۷Man kann mir vertrauen.
شما می توانید به من اعتماد کنید.
۸Mit Narren muss man Geduld haben.
در مواجهه با دلقک ها باید صبر داشت.
۹Man kann nicht immer gewinnen.
آدم همیشه نمیتواند ببرد.
۱۰Man hofft, solange man lebt.
آدم مادامی که زنده است امید دارد.
۱۱Respekt kann man nicht kaufen.
احترام را نمیتوان خرید.