آدم
۱Man bekommt nichts umsonst.
آدم هیچ چیز را مجانی به دست نمیآورد.
ضمیر
- آدم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ایشان
- کسی
- یکی
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مردم
دستور زبانِ man
ضمیر
- تلفظ
- [man]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Man soll nie zu viel versprechen.
آدم نباید هرگز زیاد قول بدهد.
۳Man wird am besten für seine Tugenden bestraft.
آدم اغلب برای فضیلتهایش مجازات میشود.
۴Man kann diese Pflanze essen.
میتوان این گیاهان را خورد.
۵Wie kann man das abstellen?
چگونه میتوان این را متوقف کرد؟
۶Ein gutes Lied mag man dreimal singen.
آدم دوست دارد یک آواز خوب را سه بار بخواند.
۱Man bekommt nichts umsonst.
آدم هیچ چیز را مجانی به دست نمیآورد.
۷Liebe kann man nicht erzwingen.
عشق را نمیتوان با زور به دست آورد.
۸Gute Musik hört man nicht, man fühlt sie.
موسیقی خوب را آدم نمیشنود بلکه آن را حس میکند.
۹Empathie kann man nicht lernen.
همدردی را نمیتوان فرا گرفت.
۱۰Man muss sich anpassen können.
باید بتوان خود را تطبیق داد.