آدم
man
۱Man bekommt nichts umsonst.
آدم هیچ چیز را مجانی به دست نمیآورد.
ضمیر
- آدم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ایشان
- کسی
- یکی
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مردم
دستور زبانِ man
ضمیر
- تلفظ
- [man]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Man muss aufhören.
باید بس کرد.
۳Man muss wachsam sein.
باید هوشیار بود.
۴In verbotenen Teichen fischt man gern.
در برکهٔ ممنوعه، آدم دوست دارد ماهیگیری کند.
۵In der Jugend lernt, im Alter versteht man.
در جوانی آدم یاد میگیرد، در پیری آدم میفهمد.
۶Der Fisch, den man nicht fängt, ist immer groß.
ماهیای که آدم نگیرد همیشه بزرگ است.
۷Einen Wolf kann man nicht zähmen.
یک گرگ را نمیتوان اهلی کرد.
۸Man zeigt nicht mit dem Finger auf Menschen!
آدم با انگشت آدمها را نشان نمیدهد!
۹Kraut kann man roh essen.
کلم را میتوان خام خورد.
۱۰Mit altem Hunde hat man sicherste Jagd.
آدم با سگ پیر مطمئنترین شکار را دارد.
۱۱Je mehr man liebt, um so tätiger wird man sein.
هر چه آدم دوست بدارد، فعالتر میشود.