واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

ممکن

momken[mom.kʰʲén]

möglich
صفت برتر:
möglicher
صفت برترین:
am möglichsten
صفت

نمونه با möglich

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Das ist gewiss möglich.

این قطعا ممکن است.

صفت

  • ممکنmomken[mom.kʰʲén](able but not certain to happen)(possible)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • پتانسیلpotânsiyel[pʰo.t̪ʰɒːn.sij.él̥](existing in possibility)تأییدنشده
  • امکان‌پذیرemkân-pazir(possible)تأییدنشده

دستور زبان möglich

صفت

خوانش
[ˈmøːklɪç]
همهٔ ریخت‌ها
  • möglichصفت ساده
  • möglicherصفت برتر
  • am möglichstenصفت برترین
  • möglicherمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • möglicheمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • möglichesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • möglicheحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • möglichenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • möglicherمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • möglichenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • möglicherحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • möglichemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • möglicherحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • möglichemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • möglichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • möglichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • möglicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • möglichesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • möglicheحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • möglicheمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • möglicheمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • möglicheخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • möglichenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • möglichenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • möglichenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • möglichenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • möglichenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • möglichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • möglichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • möglichenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • möglichenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • möglichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • möglicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • möglicheحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • möglichenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • möglicherمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • möglicheمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • möglichesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • möglichenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • möglichenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • möglichenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • möglichenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • möglichenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • möglichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • möglichenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • möglichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • möglichenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • möglichenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • möglicheحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • möglichesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • möglichenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • möglichererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • möglichereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • möglicheresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • möglichereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • möglicherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • möglichererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • möglicherenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • möglichererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • möglicheremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • möglichererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • möglicheremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • möglicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • möglicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • möglichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • möglicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • möglichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • möglichereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • möglichereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • möglichereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • möglicherenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • möglicherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • möglicherenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • möglicherenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • möglicherenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • möglicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • möglicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • möglicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • möglicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • möglicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • möglichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • möglichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • möglicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • möglichererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • möglichereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • möglicheresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • möglicherenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • möglicherenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • möglicherenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • möglicherenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • möglicherenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • möglicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • möglicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • möglicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • möglicherenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • möglicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • möglichereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • möglicheresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • möglicherenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • möglichsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • möglichsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • möglichsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • möglichsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • möglichstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • möglichstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • möglichstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • möglichstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • möglichstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • möglichstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • möglichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • möglichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • möglichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • möglichstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • möglichstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • möglichsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • möglichstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • möglichstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲wenn es möglich ist

حتی الامکان

تأییدنشده

۳Gott macht das Unmögliche möglich

از فیض خدا مرد نادان زمانی دانا می شود که خر وحشی انسان بزاید

تأییدنشده

۴sich als möglich erweisen

ممکن تشخیص داده شدن

تأییدنشده

۵über alles mögliche quatschen

از هر دری حرف زدن

تأییدنشده

۶es ist ihm nicht möglich, zu heiraten

استطاعت ازدواج ندارد

تأییدنشده

۷über alles mögliche schwatzen

از هر دری حرف زدن

تأییدنشده

۸es war nicht möglich

مجال نشده بود

تأییدنشده

۹durch seine Tat machte er das möglich

با عملش این را میسر ساخت

تأییدنشده

۱۰Soweit ich weiß, ist es die einzige mögliche Übersetzung.

این که تنها ترجمه ی موجود است،دور از ذهن من بود.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۱۱es ist mir nicht möglich

برای من مقدور نیست

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #3433913), cojiluc (fa #6853101), Tatoeba
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: MUIRIEL (de #513091), mahdiye (fa #566326), Tatoeba
  11. ۱۱: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها