واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

آهسته

âheste[ʔɒː.ɦes.t̪ʰé]

langsam
صفت برتر:
langsamer
صفت برترین:
am langsamsten
صفت

نمونه با langsam

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Bitte sprich langsamer.

لطفا آهسته‌تر صحبت کن.

صفت

  • آهستهâhesteآهِسته[ʔɒː.ɦes.t̪ʰé](not quick in motion)
  • کندkondکُند[kʰon̪d̪̥]
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • یواشyavâšیَواش[jæ.vɒ́ːʃ]تأییدنشده
  • سستsostسُست[sost̪ʰ]تأییدنشده
  • به کندیبه کُندیتأییدنشده
  • سنگینsanginسَنگین[sæɲ.ɡʲíːn]تأییدنشده

قید

برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • آهستهâheste[ʔɒː.ɦes.t̪ʰé](at a slow pace)تأییدنشده
  • به آرامیتأییدنشده
  • آرامتأییدنشده

دستور زبان langsam

صفت

خوانش
[ˈlaŋzaːm]
همهٔ ریخت‌ها
  • langsamصفت ساده
  • langsamerصفت برتر
  • am langsamstenصفت برترین
  • langsamerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langsameمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langsamesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langsameحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • langsamenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langsamerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langsamenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langsamerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • langsamemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langsamerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langsamemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langsamenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • langsamenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langsameحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langsamesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langsameحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • langsameمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langsameمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langsameخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • langsamenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • langsamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • langsamenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langsameحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langsameحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • langsamerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • langsameمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • langsamesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • langsamenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • langsamenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • langsamenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • langsamenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • langsamenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • langsamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • langsamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • langsamenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • langsamenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • langsamenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • langsameحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • langsamesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • langsamenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • langsamererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • langsamereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • langsameresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • langsamereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • langsamerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • langsamererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • langsamerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • langsamererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • langsameremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • langsamererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • langsameremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • langsamerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • langsamerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • langsamereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • langsameresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • langsamereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • langsamereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • langsamerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • langsamerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • langsamerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • langsamerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • langsamererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • langsamereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • langsameresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • langsamerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • langsamerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • langsamerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • langsamerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • langsamerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • langsamerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • langsamerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • langsamerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • langsamerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • langsamerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • langsamereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • langsameresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • langsamerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • langsamsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • langsamsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • langsamsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • langsamsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • langsamstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • langsamstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • langsamstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • langsamstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • langsamstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • langsamstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • langsamstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • langsamstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • langsamstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • langsamstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • langsamstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • langsamsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • langsamstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • langsamstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Das Gewitter lässt langsam nach.

طوفان شروع به فروکش کرد.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۳Fahre langsam.

به آرامی رانندگی کن.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۴Fahr langsam!

به آرامی رانندگی کن.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۵ganz langsam wird er wach

به کندی بیدار می شود

تأییدنشده

۶Langsam erschienen ein paar Sterne am Nachthimmel.

برخی ستارگان در آسمان شب شروع به پدیدار شدن می کنند.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۷Er läuft langsam.

او به آرامی راه می رود.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۸langsam fange ich an, die Details seines Lebens zu verstehen

کم وبیش ته و توی زندگی اش را در می آورم

تأییدنشده

۹seine Knochen versteifen sich langsam

استخوانهایش دارند سفت می شوند

تأییدنشده

۱۰Arbeitet langsam.

به آرامی کار کن.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۱۱der Groschen fällt langsam

دو زاریش دیر می افتد

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: MUIRIEL (de #356601), cojiluc (fa #7790667), Tatoeba
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #12381256), cojiluc (fa #13992114), Tatoeba
  3. ۳: juwu (de #829151), mahdiye (fa #4746273), Tatoeba
  4. ۴: christian63 (de #6026407), mahdiye (fa #4746273), Tatoeba
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: raggione (de #7335897), mahdiye (fa #654645), Tatoeba
  7. ۷: Pfirsichbaeumchen (de #1314632), mahdiye (fa #4746271), Tatoeba
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: User4473 (de #1306340), mahdiye (fa #4746276), Tatoeba
  11. ۱۱: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها