طولانی
tulâni[t̪ʰuː.lɒː.níː]
۱Die Schildkröte lebt lange.
لاکپشت طولانی عمر میکند.
قید
- طولانی
دستور زبانِ lange
قید
- تلفظ
- [ˈlaŋə]
همهٔ صورتها
- lange
- länger
- am längsten
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Guter Rat ist wie Schnee, je leiser er fällt, desto länger bleibt er liegen.
نصیحت خوب مانند برف است، هر چه آرامتر ببارد، طولانیتر بر جای میماند.
۳Schöne Blumen stehen nicht lange am Weg.
گلهای زیبا زیاد در راه نمیمانند.
۴Vergessen und Vergessenwerden! Wer lange lebt auf Erden, der hat wohl diese beiden zu lernen und zu leiden.
فراموش کردن و فراموش شدن! کسی که در این دنیا طولانی زندگی کند این دو را میآموزد و از آنها رنج میبرد.
۵Lieber sofort ablehnen als lange versprechen.
بهتر است فوری رد کرد تا قول دراز داد.
۶Lange lebe der König!
زنده باد شاه!
۷Wer aufs Erben hofft, kann lange warten.
کسی که به امید ارث و میراث است میتواند مدتها منتظر بماند.
۸Eine leise Minute ist eine lange Minute.
یک لحظهٔ آرام یک لحظهٔ طولانیست.
۹Ein Kaninchen hat lange Ohren.
خرگوش گوشهای دراز دارد.
۱Die Schildkröte lebt lange.
لاکپشت طولانی عمر میکند.
۱۰Wie lange brauchst du, dieses Zimmer hier zu bemalen?
چقدر زمان نیاز داری تا این اتاق را رنگ کنی؟