واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

طولانی

lang
صفت برتر:
länger
صفت برترین:
am längsten
صفت

نمونه با lang

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Der Darm ist sehr lang.

روده بسیار طولانی است.

صفت

  • طولانی(having great duration)(having much distance from one point to another)
  • درازdarâz, derâzدِراز[d̪e.ɹɒ́ːz](having much distance from one point to another)
  • بلندbolandبُلَند[bo.lǽn̪d̪̥](of a person)(tall)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • دیر زمان(having great duration)تأییدنشده
  • دیرنددیرَند(having great duration)تأییدنشده
  • الدنگاَلدَنگ(of a person)تأییدنشده

دستور زبان lang

صفت

خوانش
[laŋ]
همهٔ ریخت‌ها
  • langصفت ساده
  • längerصفت برتر
  • am längstenصفت برترین
  • langerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langeحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • langenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • langemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • langenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • langeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • langeمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langeمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langeخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • langenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • langenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • langenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • langenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • langerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • langeمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • langesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • langenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • langenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • langenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • langenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • langenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • langenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • langenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • langenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • langenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • langenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • langeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • langesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • langenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • längererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • längereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • längeresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • längereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • längerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • längererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • längerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • längererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • längeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • längererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • längeremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • längerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • längerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • längereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • längeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • längereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • längereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • längereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • längereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • längerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • längerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • längerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • längerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • längerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • längerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • längerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • längerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • längerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • längerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • längereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • längereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • längerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • längererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • längereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • längeresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • längerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • längerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • längerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • längerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • längerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • längerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • längerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • längerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • längerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • längerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • längereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • längeresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • längerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • längsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • längsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • längstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • längsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • längstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • längsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • längstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • längsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • längstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • längsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • längstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • längstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • längstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • längsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • längstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • längsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • längsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • längsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • längsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • längstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • längstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • längstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • längstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • längstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • längstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • längstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • längstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • längstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • längstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • längstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • längsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • längstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • längstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Entschuldigung, aber die Schlange bei meinem Bio-Bäcker wird jeden Morgen länger.

ببخشید، اما صف نانوایی بیو هر روز طولانی‌تر می‌شود.

۳Ich würde mir das gerne etwas länger überlegen.

من دوست داشتم کمی بیش‌تر فکر کنم.

۴Ich kann seine Beleidigungen nicht länger hinnehmen.

من نمی‌توانم توهین‌هایش را بیشتر تحمل کنم.

۵Der Weg ist lang.

راه دراز است.

۶Ein gut angewendetes Leben ist lang.

یک زندگی پر مشغلهٔ خوب طولانی است.

۷die seit langem gehegte Erwartung zog sich hin

انتظار دراز داشت دراز می شد

تأییدنشده

۸nach langer Zeit der Entbehrung

پس از دیر زمانی محرومیت

تأییدنشده

۹Je länger ich bleibe, desto schwerer fällt der Abschied.

هر چه درازتر بمانم، رفتن سختتر می‌شود.

تأییدنشده

از راه زبان سوم

۱۰das Haus ist 10 mtr lang

خانه به درازی ۱۰ متر

تأییدنشده

۱۱die seit langem gehegte Erwartung zog sich hin

انتظار دراز

تأییدنشده

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: omniglotman (de #11501758), cojiluc (fa #12607337), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #1915230), cojiluc (fa #6948617), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #6622919), cojiluc (fa #6947788), Tatoeba
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #1699042), cojiluc (fa #7441053), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #693678), Mahmud (fa #689147), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #5524090), cojiluc (fa #13119426), Tatoeba
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #11270226), cojiluc (fa #12130695), Tatoeba
  10. ۱۰: farhang von ckh
  11. ۱۱: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها