واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

کوچک

kučak[kʰuː.t͡ʃʰǽkʰʲ]

klein
صفت برتر:
kleiner
صفت برترین:
am kleinsten
صفت

نمونه با klein

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱Er hat kleine Füße.

او پاهای کوچکی دارد.

صفت

  • کوچکkučakکوچِک[kʰuː.t͡ʃʰǽkʰʲ](not large)(small in size)
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • خردxord[xoɹd̪̥](not large)(small in size)تأییدنشده
  • کهkeh[kʰʲeʱ](not large)(small in size)تأییدنشده
  • برناbornâ[boɹ.nɒ́ː](young)تأییدنشده
  • جوانjavânجَوان[d͡ʒæ.vɒ́ːn](young)تأییدنشده
  • کوتاهkutâh[kʰuː.t̪ʰɒːʱ](of a person, of comparatively small height)تأییدنشده
  • کوتولهkutule[kʰuː.t̪ʰuː.lé](of a person, of comparatively small height)زشتتأییدنشده
  • کوچولوkučulu(small, little)تأییدنشده
  • قد کوتاه(of a person, of comparatively small height)تأییدنشده

دستور زبان klein

صفت

خوانش
[klaɪ̯n]
همهٔ ریخت‌ها
  • kleinصفت ساده
  • kleinerصفت برتر
  • am kleinstenصفت برترین
  • kleinerمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kleineمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kleinesخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kleineحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • kleinenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kleinerمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kleinenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kleinerحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • kleinemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kleinerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kleinemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kleinenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • kleinenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kleineحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kleinesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف قوی
  • kleineحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف قوی
  • kleineمذکر، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kleineمؤنث، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kleineخنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinenحالت نهادی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • kleinenحالت اضافی، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinenمؤنث، حالت اضافی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinenحالت اضافی، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinenحالت اضافی، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • kleinenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • kleinenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kleineحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kleineحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت ساده، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت ساده، صرف ضعیف
  • kleinerمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • kleineمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • kleinesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، صفت ساده، مفرد
  • kleinenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت ساده
  • kleinenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • kleinenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • kleinenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • kleinenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • kleinenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • kleinenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • kleinenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • kleinenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • kleinenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • kleineحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، صفت ساده، مفرد
  • kleinesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، صفت ساده، مفرد
  • kleinenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت ساده
  • kleinererصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kleinereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kleineresصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kleinereصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • kleinerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kleinererصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • kleinerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kleinererصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • kleineremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kleinererصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kleineremصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kleinerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • kleinerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kleinereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kleineresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kleinereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف قوی
  • kleinereصفت برتر، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinereصفت برتر، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinereصفت برتر، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinerenصفت برتر، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • kleinerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinerenصفت برتر، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinerenصفت برتر، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • kleinerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • kleinerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kleinerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، جمع، صرف ضعیف
  • kleinererصفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • kleinereصفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد
  • kleineresصفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • kleinerenصفت برتر، صرف آمیخته، حالت نهادی، جمع
  • kleinerenصفت برتر، حالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • kleinerenصفت برتر، مؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد
  • kleinerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • kleinerenصفت برتر، حالت اضافی، صرف آمیخته، جمع
  • kleinerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • kleinerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • kleinerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • kleinerenصفت برتر، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع
  • kleinerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مذکر، صرف آمیخته، مفرد
  • kleinereحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد
  • kleineresحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، خنثی، مفرد
  • kleinerenحالت مفعولی مستقیم، صفت برتر، صرف آمیخته، جمع
  • kleinsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت برترین
  • kleinsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinstenحالت نهادی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinstenحالت اضافی، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت برترین، صرف ضعیف
  • kleinsterمذکر، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • kleinsteمؤنث، صرف آمیخته، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • kleinstesصرف آمیخته، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت برترین
  • kleinstenصرف آمیخته، حالت نهادی، جمع، صفت برترین
  • kleinstenحالت اضافی، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kleinstenمؤنث، حالت اضافی، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kleinstenحالت اضافی، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • kleinstenحالت اضافی، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • kleinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kleinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kleinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • kleinstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین
  • kleinstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kleinsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف آمیخته، مفرد، صفت برترین
  • kleinstesحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، خنثی، مفرد، صفت برترین
  • kleinstenحالت مفعولی مستقیم، صرف آمیخته، جمع، صفت برترین

عبارت‌ها و زبانزدها

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۲Diese kleinen Buchstaben kann man nur unter der Lupe lesen.

این حروف کوچک را فقط می‌توان زیر ذره‌بین خواند.

۳Kleine Ursachen haben oft große Wirkungen.

عوامل کوچک اغلب اثرهای بزرگ دارند.

۴Jede Freude ist ein Gewinn und bleibt es, auch wenn er noch so klein ist.

هر شادی یک پیروزیست و باقی می‌ماند، حتی وقتی کوچک است.

۵Du musst den kleinsten gemeinsamen Nenner finden.

تو باید کوچکترین مخرج مشترک را پیدا کنی.

۶Dieses Haus ist ziemlich klein.

این خانه نسبتا کوچک است.

۷In der Liebe zählen kleine Gesten mehr als große Worte.

در عشق حرکات کوچک بیشتر از حرفهای بزرگ به حساب می‌آیند.

۸Mein Haus ist weder groß noch klein.

خانهٔ من نه بزرگ است نه کوچک.

۹Auch eine kleine Wolke kann den Himmel trüben.

حتی یک ابر کوچک می‌تواند آسمان را تیره کند.

۱۰Dieser Teich war voller kleiner Fische.

این حوض پر از ماهیهای کوچک بود.

۱۱Große Fische fressen die kleinen.

ماهی‌های بزرگ کوچکها را می‌خورند.

منبع‌ها و یادکردها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Lars224 (de #2146816), Hussein64 (fa #5117980), Tatoeba
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #2289528), cojiluc (fa #7529531), Tatoeba
  3. ۳: Esperantostern (de #1920911), cojiluc (fa #7012186), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #2201384), cojiluc (fa #13169246), Tatoeba
  5. ۵: brauchinet (de #10107600), cojiluc (fa #11206090), Tatoeba
  6. ۶: Esperantostern (de #1134655), cojiluc (fa #6947282), Tatoeba
  7. ۷: Esperantostern (de #5677649), cojiluc (fa #12696240), Tatoeba
  8. ۸: Esperantostern (de #4719842), cojiluc (fa #6938573), Tatoeba
  9. ۹: Esperantostern (de #1922637), cojiluc (fa #8104661), Tatoeba
  10. ۱۰: MUIRIEL (de #521732), cojiluc (fa #12129905), Tatoeba
  11. ۱۱: Esperantostern (de #1207979), cojiluc (fa #8486724), Tatoeba
منبع‌ها و پروانه‌ها